پارت سی و یک :

صبح، با نوری کدر و بی‌رمق که از لای پرده‌های حریر به داخل می‌خزید، خودش را روی پلک‌هایم کشید. چشم گشودم. تمام بدنم کوفته و کرخت بود. همان‌جا، چسبیده به دیوارِ سرد و گچی، روی زمین خوابم برده بود. زانوهایم را در آغوش گرفته بودم، انگار می‌خواستم در نقطه‌ای کور از این اتاق پنهان شوم.
سرم را به آرامی چرخاندم و دوباره به همان نقطه‌ای از دیوار نگاه کردم که دیشب، آن سایه‌ی کوچک و وحشتناک

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۲ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶۸ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • ....

    0

    گل بود به سبزه نیز آراسته شد؛ نمی دونم اومدن نگار رومخم باشه یا مهراد..

    ۱ هفته پیش
  • پرنیا

    0

    هردم ازین باغ بری میرسد 😐شاهان کم بود نگار هم اضافه شد

    ۲ ماه پیش
  • پرنیا

    0

    مهراد ریحان رک ول کرد وحالا اومد شبانه رو شکنجه روحی روانی بده 😕

    ۲ ماه پیش
  • نیهان

    0

    شتت یعنی چی چرا مهراد میخواد با شبانه ازدواج کنه آخه پس ریحان چی واقعا مهراد چرا از شبانه نمیکشه بیرون بس کن مردد

    ۲ ماه پیش
  • مینا

    0

    تو جلد اول رمان شبانه و مهراد زن و شوهر بودن البته فقط اسمشون تو شناسنامه هم بود

    ۲ ماه پیش
  • نگین

    0

    بله که همشون مرموزن حتی فرق نقش بازی کردن و نکردنشونم آدم نمیفهمهه

    ۲ ماه پیش
  • Xxxx

    0

    البته مهراد ازش محافظت می کنه حداقل میدونیم تو این عمارت بلایی سرش نمیارن

    ۲ ماه پیش
  • شایلین

    0

    شبانه عزیزم تو چقد کم شانسی دختر فک کن برادرت مهراد باشه دوستت نگار پدر شوهرت ابراهیم آتیشی اون شاهانم که کلا مرموزه واقعا بین یه مشت هیولا زندگی می کنی

    ۲ ماه پیش
  • نگین رمان فن

    0

    ایشاالله به درک واصل شب نگار الاق تقصیر این بیمارستان که که مهراد داداش تواعه زنیکه؟ میخواستی جلوی بابای پلشتتو بگیری هی اینو و اونو آبستن نکنه. دختره ی گیس بریده ی وقیح

    ۲ ماه پیش
  • راز

    0

    حالا شبانه چطور باید بهش برسونه ک لو رفتن و شاهان فهمیده شبانه بوی آراز رو میده

    ۲ ماه پیش
  • راز

    0

    نه عزیزم تو تنها نیستی آراز کنارته خودش به موقع ازت محافظت میکنه

    ۲ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️