پارت شصت و هشتم :

فردای آن روز به کمک زن عمو لباس هایم را عوض کردم و به همراه عمو به منزل آنها رفتم. یکی از اتاق های طبقه پایین را برایم آماده کرده بودند. وقتی زن عمو اتاق را ترک کرد به حمام رفتم. کمی حالم بهتر شد. روی لبه پنجره نشستم و چشم به منظره زیبای باغ دوختم. آقا کاظم مشغول رسیدگی به درخت ها بود. با صدای ضرباتی که به در خورد متوجه ورود زن عمو شدم که به همراه نرگس خانم وارد اتاق شد.
-نرگس جون سینی رو بز

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت فرزاد در رمان تقدیر ترانه فرزاد
تصویر شخصیت کیوان در رمان تقدیر ترانه کیوان
تصویر شخصیت مهران در رمان تقدیر ترانه مهران
تصویر شخصیت پارسا در رمان تقدیر ترانه پارسا
تصویر شخصیت سامان در رمان تقدیر ترانه سامان
تصویر شخصیت ترانه در رمان تقدیر ترانه ترانه
تصویر شخصیت میترا در رمان تقدیر ترانه میترا
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!