پارت بیست و چهارم :

سرش را به آن سمت چرخاند و بفرماییدی ادا کرد و توپ و تشرش را برای برخورد با او آماده کرد ولی حینی که به جای کیمیا، شبنم را دید، ناخودآگاه اخمش را باز کرد.سر جایش متوقف شد و همزمان با چرخیدن کاملش سمت زنی که حالا با قدمی فاصله از در ایستاده بود گفت:
-منشیم گفت خانم شایگان فکر کردم کیمیا خانم اومدن.
کاش کیمیا آمده بود ولی حیف که به جای او مادرش آنجا بود.به هر حال سمت میزش چرخید و خطاب به ش

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۰ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت کیان در رمان یادگار اولین مرگ کیان
تصویر شخصیت آذر - کیمیا در رمان یادگار اولین مرگ آذر - کیمیا
تصویر شخصیت عاطفه - النا در رمان یادگار اولین مرگ عاطفه - النا
تصویر شخصیت مژگان - نوشین در رمان یادگار اولین مرگ مژگان - نوشین
تصویر شخصیت عارف - پرهام در رمان یادگار اولین مرگ عارف - پرهام
تصویر شخصیت هاتف - پدرام در رمان یادگار اولین مرگ هاتف - پدرام
آخرین نظرات ارسال شده
  • Helia

    0

    پدرام❌ منفورترین و چندش ترین و اشغال ترین و رو مخ ترین فرد✅

    ۲ هفته پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    حقققق

    ۲ هفته پیش
  • فخری

    0

    سپاس به هر دو بانوی عزیز دست گلتون درد نکنه عالی بود خدا قوت 🩷🌸🩷🌸🩷🌸🩷🌸

    ۲ هفته پیش
  • "🦕"

    1

    اه اه اه پرنسس پدرام ! مرتیکه لوس و ننر مامانی از سیبیلات خجالت بکش چندش 🤢🤮 بیچاره کیمیا مامانشم میخواد باهاش دعوا کنه!😭😭

    ۴ هفته پیش
  • معصومه علیایی | نویسنده رمان

    میزان علاقه‌ی مخاطبا به پدرام ستودنیه واقعا😂

    ۴ هفته پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    خوشبحال هاتف با این همه طرفدار

    ۴ هفته پیش
  • Biti

    0

    با دیدن الان پدرام یاد این بچه ننه هوایی افتادم که تا یکی اذیتش میکرد می گفت الان مامانم و برات میارم

    ۲ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    🤣👌🏻

    ۲ ماه پیش
  • فرشته

    1

    وای، یعنی دلم می خواست اون لحظه پدرام رو خفه کنم😡😡 فقط بلده چغولی کنه، چه قدر بزدله آخه!

    ۳ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    😂تو خیال خودش خواست تلافی کنه

    ۳ ماه پیش
  • فرشته

    0

    وای😂 عقل نداره خب😂 واقعا فقط ترسو بودن خودش رو به رخ کشید😂

    ۳ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    ✅

    ۳ ماه پیش
  • معصومه علیایی | نویسنده رمان

    بیا بریم با هم به حسابش برسیم

    ۳ ماه پیش
  • فرشته

    0

    بریم😊😉 یه طوری که حسابی دلمون خنک شه

    ۳ ماه پیش
  • فرشته

    0

    فوق العاده مثل همیشه❤️ ممنونم دو بانوی هنرمندم❤️

    ۳ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    فدایت

    ۳ ماه پیش
  • فرشته

    0

    خدانکنه🥰 جان دلمی بانو❤️

    ۳ ماه پیش
  • معصومه علیایی | نویسنده رمان

    ممنون عزیزم

    ۳ ماه پیش
  • فرشته

    0

    خواهش می کنم.. جان دلمی بانو❤️

    ۳ ماه پیش
  • آتانازدلارام

    0

    عجب روانشناس دهن لقی میگم مهراب وبیاریم اینم ادب کنه 😃

    ۳ ماه پیش
  • معصومه علیایی | نویسنده رمان

    روانشناسه ولی هیچی ازش نمیدونه باور کن

    ۳ ماه پیش
  • آتانازدلارام

    0

    میگم نکنه پدرو مادرش اینو از پرورشگاه چیزی آوردن آخه اصلا شبیه داداشش پرهام و خواهرش النا نیست مخصوصا پرهام ..پرهام به این آقایی خوشگلی مودبی این پدرام دهن لق به کی رفته 🤨

    ۳ ماه پیش
  • معصومه علیایی | نویسنده رمان

    والا ممکنه😂

    ۳ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    شایدم آوردن 😂

    ۳ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    هاااا دقیقاً مهراب رو می‌خواد که پدرام رو یه گوشمالی حسابی بده😂

    ۳ ماه پیش
  • آتانازدلارام

    0

    آره والا لطفاً مهراب وهیراد ویکی دو ساعت بفرست تو این رمان تا پدرام و ادب کنن برن سر کار خودشون

    ۳ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    بهترین راه همینه

    ۳ ماه پیش
  • ترنم

    0

    به به پارت جدید،مثل همیشه عالی بود خسته نباشید💙

    ۳ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    قربون شما ✨

    ۳ ماه پیش
  • معصومه علیایی | نویسنده رمان

    قربون شما

    ۳ ماه پیش
  • ترنم

    0

    جدی خاک تو سر پدرام..جرئت نداره رو در رو به کیمیا اینارو بگه داره چغلی میکنه به مامانش!

    ۳ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    پدرام توی این پارت عین این بچه‌های بهونه‌گیر بود که هرکس اذیت‌شون می‌کرد، اینم می‌رفت به مامانش بگه😂

    ۳ ماه پیش
  • معصومه علیایی | نویسنده رمان

    خیرسرش روانشناسه

    ۳ ماه پیش
  • ترنم

    0

    پدرام برو اشهدتو بخون چون اگه شبنم با کیمیا دعوا کنه کشتند حتیمه😂

    ۳ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    شبنم‌و یجوری پر کرد که اگه با کیمیا دعوا نکنه باید تعجب کنیم

    ۳ ماه پیش
  • معصومه علیایی | نویسنده رمان

    😂😂

    ۳ ماه پیش
  • ترنم

    0

    بلهه!منم چغلی کنم به شبنم آقا پدرام؟حرفای دخترشو به خانوادت میگفتی که توهم میزنه😒

    ۳ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    کمبود شخصیت پدرام داره به گوشت و استخونم می‌رسه 😂🤦🏻

    ۳ ماه پیش
  • معصومه علیایی | نویسنده رمان

    بیا بریم چغلی کنیم😂

    ۳ ماه پیش
  • ترنم

    0

    به هر بگی میخنده..میگه قول میدم حرفاتونو به هیچکس نگم،تو خودتو ثابت کردی مَرد☹️

    ۳ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    نمی‌دونم چرا خودش به حرفش نخندید😂😂

    ۳ ماه پیش
  • معصومه علیایی | نویسنده رمان

    والا موندم این حرفا رو واسه چی میگه وقتی خودش عملی نمیکنه بهشون

    ۳ ماه پیش
  • ترنم

    0

    کاش پدرام محو شه،هم گذشته هم حال آذر رو زجر داد بس نیست دیگه؟

    ۳ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    نه بس نیست، البته این بار از سمت کیمیا😉😉

    ۳ ماه پیش
  • معصومه علیایی | نویسنده رمان

    انگار خوشش میاد این بچه رو اذیت کنه

    ۳ ماه پیش
  • ترنم

    0

    بیچاره کیمیا،دلم براش میسوزه..ولی جدی کنجکاو انتقامشم چیکار میخواد بکنه؟

    ۳ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    یه کاری که دل همه‌مون خنک بشه

    ۳ ماه پیش
  • معصومه علیایی | نویسنده رمان

    صبر کن ببین کیمیا خانم چه میکنه😁

    ۳ ماه پیش
  • Nana

    0

    اه اه مثل این پسرای لوس چغلی کیمیا رو به مامانش کرد حالا بشین ببین کیمیا چه بلایی سرت میاره

    ۳ ماه پیش
  • معصومه علیایی | نویسنده رمان

    داریم براش صبر کن

    ۳ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    کیمیا خواب‌هایی براش دیده که تصورشم نمی‌کنید😉

    ۳ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️