یادگار اولین مرگ به قلم معصومه علیایی و حدیث بلیار
پارت بیست و چهارم :
سرش را به آن سمت چرخاند و بفرماییدی ادا کرد و توپ و تشرش را برای برخورد با او آماده کرد ولی حینی که به جای کیمیا، شبنم را دید، ناخودآگاه اخمش را باز کرد.سر جایش متوقف شد و همزمان با چرخیدن کاملش سمت زنی که حالا با قدمی فاصله از در ایستاده بود گفت:
-منشیم گفت خانم شایگان فکر کردم کیمیا خانم اومدن.
کاش کیمیا آمده بود ولی حیف که به جای او مادرش آنجا بود.به هر حال سمت میزش چرخید و خطاب به ش
مطالعهی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۸۰ روز پیش تقدیم شما شده است.

حدیث بلیار | نویسنده رمان
حقققق
۲ هفته پیشفخری
0سپاس به هر دو بانوی عزیز دست گلتون درد نکنه عالی بود خدا قوت 🩷🌸🩷🌸🩷🌸🩷🌸
۲ هفته پیش"🦕"
1اه اه اه پرنسس پدرام ! مرتیکه لوس و ننر مامانی از سیبیلات خجالت بکش چندش 🤢🤮 بیچاره کیمیا مامانشم میخواد باهاش دعوا کنه!😭😭
۴ هفته پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
میزان علاقهی مخاطبا به پدرام ستودنیه واقعا😂
۴ هفته پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
خوشبحال هاتف با این همه طرفدار
۴ هفته پیشBiti
0با دیدن الان پدرام یاد این بچه ننه هوایی افتادم که تا یکی اذیتش میکرد می گفت الان مامانم و برات میارم
۲ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
🤣👌🏻
۲ ماه پیشفرشته
1وای، یعنی دلم می خواست اون لحظه پدرام رو خفه کنم😡😡 فقط بلده چغولی کنه، چه قدر بزدله آخه!
۳ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
😂تو خیال خودش خواست تلافی کنه
۳ ماه پیشفرشته
0وای😂 عقل نداره خب😂 واقعا فقط ترسو بودن خودش رو به رخ کشید😂
۳ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
✅
۳ ماه پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
بیا بریم با هم به حسابش برسیم
۳ ماه پیشفرشته
0بریم😊😉 یه طوری که حسابی دلمون خنک شه
۳ ماه پیشفرشته
0فوق العاده مثل همیشه❤️ ممنونم دو بانوی هنرمندم❤️
۳ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
فدایت
۳ ماه پیشفرشته
0خدانکنه🥰 جان دلمی بانو❤️
۳ ماه پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
ممنون عزیزم
۳ ماه پیشفرشته
0خواهش می کنم.. جان دلمی بانو❤️
۳ ماه پیشآتانازدلارام
0عجب روانشناس دهن لقی میگم مهراب وبیاریم اینم ادب کنه 😃
۳ ماه پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
روانشناسه ولی هیچی ازش نمیدونه باور کن
۳ ماه پیشآتانازدلارام
0میگم نکنه پدرو مادرش اینو از پرورشگاه چیزی آوردن آخه اصلا شبیه داداشش پرهام و خواهرش النا نیست مخصوصا پرهام ..پرهام به این آقایی خوشگلی مودبی این پدرام دهن لق به کی رفته 🤨
۳ ماه پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
والا ممکنه😂
۳ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
شایدم آوردن 😂
۳ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
هاااا دقیقاً مهراب رو میخواد که پدرام رو یه گوشمالی حسابی بده😂
۳ ماه پیشآتانازدلارام
0آره والا لطفاً مهراب وهیراد ویکی دو ساعت بفرست تو این رمان تا پدرام و ادب کنن برن سر کار خودشون
۳ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
بهترین راه همینه
۳ ماه پیشترنم
0به به پارت جدید،مثل همیشه عالی بود خسته نباشید💙
۳ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
قربون شما ✨
۳ ماه پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
قربون شما
۳ ماه پیشترنم
0جدی خاک تو سر پدرام..جرئت نداره رو در رو به کیمیا اینارو بگه داره چغلی میکنه به مامانش!
۳ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
پدرام توی این پارت عین این بچههای بهونهگیر بود که هرکس اذیتشون میکرد، اینم میرفت به مامانش بگه😂
۳ ماه پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
خیرسرش روانشناسه
۳ ماه پیشترنم
0پدرام برو اشهدتو بخون چون اگه شبنم با کیمیا دعوا کنه کشتند حتیمه😂
۳ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
شبنمو یجوری پر کرد که اگه با کیمیا دعوا نکنه باید تعجب کنیم
۳ ماه پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
😂😂
۳ ماه پیشترنم
0بلهه!منم چغلی کنم به شبنم آقا پدرام؟حرفای دخترشو به خانوادت میگفتی که توهم میزنه😒
۳ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
کمبود شخصیت پدرام داره به گوشت و استخونم میرسه 😂🤦🏻
۳ ماه پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
بیا بریم چغلی کنیم😂
۳ ماه پیشترنم
0به هر بگی میخنده..میگه قول میدم حرفاتونو به هیچکس نگم،تو خودتو ثابت کردی مَرد☹️
۳ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
نمیدونم چرا خودش به حرفش نخندید😂😂
۳ ماه پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
والا موندم این حرفا رو واسه چی میگه وقتی خودش عملی نمیکنه بهشون
۳ ماه پیشترنم
0کاش پدرام محو شه،هم گذشته هم حال آذر رو زجر داد بس نیست دیگه؟
۳ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
نه بس نیست، البته این بار از سمت کیمیا😉😉
۳ ماه پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
انگار خوشش میاد این بچه رو اذیت کنه
۳ ماه پیشترنم
0بیچاره کیمیا،دلم براش میسوزه..ولی جدی کنجکاو انتقامشم چیکار میخواد بکنه؟
۳ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
یه کاری که دل همهمون خنک بشه
۳ ماه پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
صبر کن ببین کیمیا خانم چه میکنه😁
۳ ماه پیشNana
0اه اه مثل این پسرای لوس چغلی کیمیا رو به مامانش کرد حالا بشین ببین کیمیا چه بلایی سرت میاره
۳ ماه پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
داریم براش صبر کن
۳ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
کیمیا خوابهایی براش دیده که تصورشم نمیکنید😉
۳ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

Helia
0پدرام❌ منفورترین و چندش ترین و اشغال ترین و رو مخ ترین فرد✅