پارت صد و سی و سوم :

- مه‌نگار عمو رو فرستاده بود دنبالشون. یه هفته‌ست رفتن شمال. دنبال خونه‌ بودم براش. یه واحد نزدیک خونه‌ی مامان پیدا کردم. هفته‌ی دیگه اثاثشو می‌برم اونجام. نگفته بهتون؟
یادم نمی‎‌آید چنین چیزی شنیده باشم. یک ماه است که هر وقت روشنا به این خانه آمده، من به بهانه‌ای بیرون زده‌ام. هر وقت هم که نازی یا مامان خواسته‌اند برای او ابراز ناراحتی کنند، من سریع حرف را عوض کرده‌ام. دروغ چر

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • maryan

    0

    ولی باید از شیرین یاد بگیریم که عشق هر چقدر هم بزرگ باشه هرچقدر هم که عتشق باشیم وقتی به ما اسیب میزنه و مدام روانمون رو بهم میزنه باید تموم بشه هرچقدر هم که سخت باشه ولی باور کنید سالها بعد میفهمید عشق سمی چقد سخت تر و اسیب زننده تر میتونه باشه

    ۲ ماه پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    دقیقا. ولی امان از وقتی که با افتادن تو این دام، چشم و گوشمون بسته میشه.

    ۲ ماه پیش
  • فاطیما

    0

    باز رسیدیم به خاک تو سرت وحید شیرودی!🥲 ولی نهه من وحید دوست🥲

    ۲ ماه پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    😅😅😅❤️

    ۲ ماه پیش
  • هیوا

    0

    واه..چه روند داستان بد شدهه..یعنی جی؟ بعد این همه عاشقی یهو سر عقل بیاد؟ رسما داستان از بُعد اصلیش داره خارج میشه، دیگه نوشتن داستان هایی که به جدایی و چمیدونم فکر کردن به کسی که دوسش نداری و به زور باهاش ارتباط می گیری و یهو مهرش میره تو دلت واسه اواخر سال هشتادو اوایل نود بود، رسما عجیب شده!

    ۲ ماه پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    نطرتون محترمه

    ۲ ماه پیش
  • ماهرخ

    0

    شیرین قابل درکه ادم ها ممکنه صدجا رفتار سرد و یا بد ببینن اما دل نکنن اما یهو یه رفتار یه حرف انقد توی وجود ادم پررنگ میشه ک بلاخره سعی میکنه دل بکنه چون اون دل دیگه شکسته

    ۲ ماه پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    بله. مخصوصا وقتی پیش وحید احساس امنیت نکنه و خودشو تو یه جایگاه متزلزل ببینه سریعتر هم میشکنه

    ۲ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️