پارت پنجاه و نهم :
پیام آخر، دو دقیقه پیش بود.
نفسم حبس شد... آیناز، رسما فاتحهت خوندست.
اصلا مهلت ندادم مغزم به عمق فاجعه فکر کنه؛ جوری از روی صندلی پریدم که صدای کشیده شدنش روی زمین، مثل یه جیغ بنفش توی فضا پیچید.
میکائیل توی خواب اخمی کرد و غلتی زد.
خدا رو شکر که هنوز توی دنیای خواب و بیداری بود، وگرنه باید براش کنفرانس میذاشتم که چرا ساعت چهار صبح دارم عین روانیها فرار میکنم!
پتو رو
مطالعهی این پارت حدودا ۱۰ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۶ ساعت پیش تقدیم شما شده است.
dark moon
0وایی یکی منو بگیره که از شدت ذوق دارم غش میکنمم مگان دختر بوس بهت عالی بود 🛐😭
۴ ساعت پیشلیا
1عهه با اختلاف بهترین و عالی ترین و هات ترین دعوای زن و شوهری که تو کل عمرم دیدمم عرر منم یدونه سایفر میخوامم😭😭
۴ ساعت پیشآیماه
2سایفر در حال فرستادن ایناز به اون دنیا همون موقع آیناز تو ذهنش چه شوهر جذابی دارم من در ضمن اینو باید اولین دعوای زن و شوهریشون حساب کنیم؟
۵ ساعت پیشملکه
3محض رضای خدا هم که شده دو دقیقه حتی نمیشد لبم کش نیاد..احمق اون ور دعواعه تو داری به این میخنری که چقدر شبیه دعوای زن و شوهری واقعیه؟😂🗿
۶ ساعت پیش
آوینا بابایی (مگان) | نویسنده رمان
عزیزممممممم😭😭
۶ ساعت پیشنیک
1امروز گفتی 2 پارت میزاریاا😭ولی اینم خیلی خوب بود
۶ ساعت پیش
آوینا بابایی (مگان) | نویسنده رمان
پارت ۶۰ هم آپلود شده خوشگلم
۶ ساعت پیشنمیدونمم
0وای عالی بودد *** ذوقق
۶ ساعت پیش
آوینا بابایی (مگان) | نویسنده رمان
🥹🩷
۶ ساعت پیشنیک
1وایی خیلی خوب بود مگان جونن ، عالیی بود
۶ ساعت پیش
لطفا صبر کنید...

نیلو
0مثل همیشه عالی بود دختر❤️ 🔥🙏🏻✨