پارت شصت :
قلبم داشت با سرعت یه موتور مسابقهای میتپید و یه بخشی از وجودم... اون بخش احمقی که عاشق این مرد روانی شده بود، داشت با دیدن این حالت کنترلنشدش یه جوری از لذت میلرزید که اصلا با موقعیت فعلی همخونی نداشت.
آیناز، تو واقعا مریضی! به نظرم باید خودت رو به یه روانپزشک نشون بدی.
طرف داره تهدید میکنه، اونوقت تو داری با خودت میگی چقدر جذاب شده!
سعی کردم نفسم رو کنترل کنم تا لرزش سی
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۰ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۵ ساعت پیش تقدیم شما شده است.
لیا
0از یه طرف مغزم میگه اونی که وسط رمان به تخت بسته بودنش آینازه ولی خب تو اون پارت یه چند تا چیز گفت مثلا طرف موهاش مشکی بود ۱۲ سالش بود و با تهدیدی که کرد یعنی باباش آدم قدرتمندی بود خب آیناز قطعا تو ۱۲ سالگی کسیو نکشته کاملا ازش مشخصه قبل آرکانا کسیو نکشته پس احتمالا سایفر بود و این یه قضیه جداس
۳ ساعت پیشلیا
0جدا این نظریه های من از کجام میاد؟من به ذهنم خطور کرده نکنه مامان سایفر اونجا باشه نمیدونم چون دلیل دیگه که سایفر بره اونجا به ذهنم نمیرسه ..
۳ ساعت پیشآنیتا
4بچه ها یادتونه یه جای داستان یکی رو به تخت بسته بودن اون هم داد میزد و می گفت به بابام میگم ما فکر کردیم سایفره نکنه آیناز بوده ؟
۴ ساعت پیشآیماه
2وای من همه چی یادم رفته 😭
۳ ساعت پیشنیلو
0این کجای رمان بود؟!
۳ ساعت پیشلیا
0نکته خنده دار اینه من اولش فکر کردم آینازه بعد گفتن سایفره😂
۳ ساعت پیشنیلو
0نکنه آیناز قبلا حافظش رو از دست داده باشه؟!😳
۳ ساعت پیشنیلو
0آیناز چش شد؟! چی یادش اومد؟
۳ ساعت پیشیه بدبخت
2وایی مگان توروخدا فردا هم پارت بزار حتی شده کمم دارم میمیرم از خماری 😭
۳ ساعت پیشمریم
1هعیی ی روز تا شب بشین بخون کامل رمانو ک ب اینجاش برسه بمونم تو خمااریی؟؟ 🫠🥺
۳ ساعت پیشhadis
2ممکنه که قبلا آیناز با سایفر بوده باشه در گذشته یا یکی از اعضای خانواده سایفر باشه ولی چرا آینار حالش بد شد مگان جون خوب بلدی ما رو بزاری تو خماری
۴ ساعت پیشhadis
4چرا باید جای خوبش تموم بشه وایی چطور صبر کنم مگان جون تروخدا فردا شب هم پارت بزار 🥺🥺
۴ ساعت پیشزینب
3فکر کنم چیزی درباره گذشتش یادش اومده
۴ ساعت پیش
لطفا صبر کنید...

لیا
1حالا همه باهم .ما تا پارت هدیه نگیریم آروم نمیگیگیریم..✊ من الان چجوری بخوابم تو خماری موندمم🤧