پارت پنجاه و یک :

وقتی برای خواب آماده شدم، بااحتیاط ماجون را بیدار کردم تا توی اتاق و روی تخت، راحت بخوابد. تشک خودم را هم پایین تخت، کف اتاق پهن کردم. ماجون خمیازه‌کشان و آهسته‌آهسته قدم برداشت و لبه‌ی تخت نشست. لبخند کمرنگی زد و گفت: ولی کاش بیدارم نمی‌کردی... دیگه مگه به همین راحتی خوابم می‌بره؟
دستی لابه‌لای موهای بلند و مواجم کشیدم.
- خب اشکالی نداره. ادامه‌ی قصه‌تون رو بگین تا هردوتامون

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۵ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت دیار در رمان دیار مجنون، تبار لیلی دیار
تصویر شخصیت مه‌یاس در رمان دیار مجنون، تبار لیلی مه‌یاس
تصویر شخصیت میکائیل در رمان دیار مجنون، تبار لیلی میکائیل
آخرین نظرات ارسال شده
  • ریحانه

    1

    ❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️

    ۲ ماه پیش
  • صدیقه سادات محمدی(نگار) | نویسنده رمان

    ❤💚💕💝🫶🏻

    ۲ ماه پیش
  • میم

    3

    چه کابوس وحشتناکی،خدا کنه تعبیرش حال آشفته این روزاش باشه،باباعطا زنده بمونه،اگه مخالف هم باشه بالاخره راضی می شه،چون قلب مهربونی داره 🥺🙏🏻

    ۲ ماه پیش
  • میم

    2

    خدا کنه این نشونه خوبی باشه و دیگه حالش خوب بشه،از حال مه یاس هیچ حس خوبی نگرفتم 😔

    ۲ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️