مسلک به قلم پریسا حصیری
پارت بیست و ششم :
نگاهی به عقربه های ساعت در دستش می اندازد ، دقیقا یک ساعت از تمام شدن کلاسش گذشته، ولی همچنان در اتاق تعویض لباس ها مانده بود.
سوگل امروز به کلاس نیامد ولی دلیل آمدن پدرش را درک نمی کرد، جز این که دوباره برای صحبت کردن با او آمده باشد!
کلافه می شود، دیگر این آمدن های گاه و بی گاهش را پای مزاحمت می گذاشت، دقیقا شبیه به یک استاکر رفتار می کرد!
_واه مهوا جون هنوز نرفتی؟ قر
مطالعهی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
لطفا صبر کنید...

زارا۶۴
0قلمتون مانا