گیلاس های نارس به قلم نسترن جوانمرد
پارت نود و پنجم :
صدای شکستن چیزی، خشک و محکم، از آن طرف خط پیچید. بعد صدای کشیده شدن جسمی روی زمین... و بلافاصله، یک بوق ممتد... .
همانجا میخکوب شد. قاشقی که هنوز در دستش بود، از بین انگشتهایش لیز خورد و روی کابینت افتاد. قلبش یک ضرب، محکم توی سینه کوبید. این صدای افتادن یک لیوان نبود.
این صدا... طبیعی نبود. تمام شوخیهایی که چند دقیقه پیش کرده بود، مثل یک سیلی برگشت توی صورتش. بیاختیار یک دور کامل و
مطالعهی این پارت حدودا ۱۸ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۴۰ روز پیش تقدیم شما شده است.
میخوای سهمی داشته باشی؟
سلام عزیزم. من نسترن جوانمرد نویسنده این رمان هستم. رمان رو رایگان کردم و به جای پرداخت حق عضویت، خواستم هر کدومتون در توانتون هست از 1000 تومان تا هر مبلغی که میتونید به حساب محک واریز کنید. با پرداخت آنلاین از طريق تمامى كارتهاى عضو شتاب، سهمی در تامین هزینه دارو و درمان کودکان مبتلا به سرطان داشته باشید و قهرمانهای كوچك محک را تا رسیدن به سلامتی همراهی کنید.

نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
و برای مازیار هیچی گارانتیتر از قلب حنا نیست
۴ هفته پیشفن مسیح و حنا
0مسیح وقتی حالت خوب شد باید از خجالت پولاد دربیای این پسر نصف جون شد تا برسه بهت
۱ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
وای واقعا همینهه
۴ هفته پیشآوا
0حنا حالا وقتشه خودتو قهر نشون بدی و لوس شی . مسیح نباید بی خبر دنبا رو ترک مبکرد
۱ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
والا به چه حقی؟؟؟
۱ ماه پیشآوا
0مطمئنم کار پونه ست، روی مسیح دعا خونده
۱ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
🤣🤣 دعانویس مناطق محروم
۱ ماه پیشآوا
0نسترن جان حالا که مسیح مرده میتونیم از پولاد به عنوان همسر حنا یاد کنیم. به هرحال سناریو نباید بخوابه
۱ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
اینم گزینه خوبیه، در نبود مسیح پولاد بیاد عشق و حال
۱ ماه پیشآوا
0مسیح خدانگهدار، خوش گذشت بودیم باهم توی رمان
۱ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
😂 هنوز که زوده مشتی
۱ ماه پیشآوا
0پولاد پشت تلفن: الوو الوو
۱ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
الووو؟ الو صدا بد بد میاددد
۱ ماه پیشآوا
0ایول چه پارت طولانیی🥹🥹
۱ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
ایول ایوله، ایول
۱ ماه پیشراز
0واای اگه مسیح طوریش بشه حنا بد جورمیشکنه
۱ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
💔💔
۱ ماه پیشفخری
2ممنون از رمان بی نظیرت نسترن جون عالی بود قلم زیبات مانا 💞 💞 💞 💞 💞
۱ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
فخری جون قربونتون برم 🤍
۱ ماه پیشAysan
1نسترنن ، مسیح چیزیش نمیشه هاا🙏🏼 حالا من ذهنم رفت سمت اینکه شاید کامران یه بلایی سر مسیح اورده وقتی گفتی صدای شکستن😂
۱ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
😂😂 نه دیگه با کامران خداحافظی کنیم به نظرم
۱ ماه پیشترنم
0غم پنهونی زیر هر خط رمان وجود داره..فک کنم پارتای بعد طوفانی باشن
۱ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
و امان از وقتی که آخرین طوفان رو بخونی...
۱ ماه پیشترنم
0بچه هاا بشتابید هر کی کامنت منو ببینه بره خاکستر تا خورشیدو بخونه چون خیلیا مخاطب گیلاسن ولی هنوز رمان دوم نسترن عزیزم رو نخوندن،لازم نیس که تعریف کنم؟چون همه میدونیم نسترن چقد قلمش خاص و قشنگه و ایده هاش نای و جدید پس رمانو از دست ندین
۱ ماه پیشترنم
0هر دو این رمان برام به یک اندازه عزیزن چون نویسنده اش نسترنه خالق شخصیتا نسترنه پس به نسترن اعتماد کنید🙃
۱ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
🥹🥹🥹 ترنم ترنم ترنم از دست توووو
۱ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
خب براتون یه خبر دارم و اون اینه که من دیگه زنده نیستم و از دست مهربونیای عزیزانم سکته کردم 🥹🥹🥹🤍
۱ ماه پیشفاطمه
0اقاا چراا من نمیتونم صبر کنم تا پارت بعدیی😭😭
۱ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
😎😎
۱ ماه پیشترنم
0واقعا با این پارت متوجه شدم از انتخابم خیلی خیلی راضیم،پولاد عزیزم ببین چقد خودشو گم کرد انگار آوار ریختن سرش جدی لحظه خیلی بدی بود😭💔
۱ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
Run like a friend... 🥲🥲
۱ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

فن مسیح و حنا
0حنا نمیدونی که دل مازیار برای تو داره میتپه و بهش میگی یه دختر گارانتی دار براش پیدا میکنی به امید اینکه قلبا جفتی برای هم بتپن