پارت سی و چهارم :

کیوان آب و قرص آرابخشی به زور کیوان خوردم و به کمک خودش به اتاق خواب رفتیم.
با اینکه دادهایم، بغض‌هایم و سقوطم واقعی بود ولی به موقع به دادم رسیدند و از زیر سوال‌های کیوان رهایم کردند.
کیوان کمکم کرد روی تخت دراز بکشم و بعد در حالی که به دست راستش تکیه داده بود و کامل به صورت من تسلط داشت، موهایم را به بازی گرفت.
- خدا رو شکر که مامانت حالش خوبه
قفسه سینم از بغض مدام بالا و پای

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴ ساعت پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!