پارت سی و چهارم :

کیوان آب و قرص آرابخشی به زور کیوان خوردم و به کمک خودش به اتاق خواب رفتیم.
با اینکه دادهایم، بغض‌هایم و سقوطم واقعی بود ولی به موقع به دادم رسیدند و از زیر سوال‌های کیوان رهایم کردند.
کیوان کمکم کرد روی تخت دراز بکشم و بعد در حالی که به دست راستش تکیه داده بود و کامل به صورت من تسلط داشت، موهایم را به بازی گرفت.
- خدا رو شکر که مامانت حالش خوبه
قفسه سینم از بغض مدام بالا و پای

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۱ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت کیوان در رمان خود دیگرم کیوان
تصویر شخصیت سارا در رمان خود دیگرم سارا
آخرین نظرات ارسال شده
  • فرشته

    0

    فوق العاده زیبا و دوست داشتنی و جذاب مثل همیشه❤️

    ۲ ماه پیش
  • آرزو شریفی | نویسنده رمان

    ❤️❤️❤️

    ۲ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️