پارت هفتاد و پنجم :

فرصت جواب دادن رو بهش ندادم.
تماس‌و قطع کردم و پله‌هارو پایین اومدم.
مامان‌و دیدم که به همراهِ همتا روی کاناپه نشسته بود و داشتن سریال می‌دیدن با لپ‌تاپ.
چندتا از خدمتکارها هم توی پذیرایی مشغول نظافت و گردگیری بودن.
تا اینکه با شنیدن صدای کفشم که داشتم از پله پایین می‌اومدم، سر هردوشون به سمتم چرخید و همتا با دیدنم؛ لبخند بزرگی زد و از روی کاناپه پایین اومد.
بدو-بدو ب

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت پدرجون در رمان آشوب پدرجون
تصویر شخصیت همتا در رمان آشوب همتا
تصویر شخصیت مهام و مهتا در رمان آشوب مهام و مهتا
تصویر شخصیت عرفان در رمان آشوب عرفان
تصویر شخصیت آشوب در رمان آشوب آشوب
تصویر شخصیت مهراب در رمان آشوب مهراب
تصویر شخصیت آنیل در رمان آشوب آنیل
تصویر شخصیت سیاوش در رمان آشوب سیاوش
تصویر شخصیت الهام در رمان آشوب الهام
تصویر شخصیت ارغوان در رمان آشوب ارغوان
تصویر شخصیت مادرجون در رمان آشوب مادرجون
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • فاطیما

    0

    واقعا در این حد روانیه؟ انتظار نداشتم ، مرسی از نویسنده گل عزیزم رمان عالی داره پیش میره 😉

    ۴ روز پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    احتمالاً تبدیل بشه به یه قاتل زنجیره‌ای...

    ۴ روز پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    فدات❤️

    ۴ روز پیش
  • فاطمه

    0

    وای من هنگ کردم یکی جلوشو بگیره یعنی چی میخواد مامان عرفانو بکشه عجب جونوریه این محراب 😱

    ۴ روز پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    این تازه استارت جنونِ مهرابه💔

    ۴ روز پیش
  • فاطمه ❤️

    1

    عجبا چه غیر قابل پیش بینی این مهراب چیکار اون بدبخت داری آخه یه جور دیگه تلافی کن 🥴

    ۵ روز پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    توی پارت بعدی از مهراب متنفر می‌شیم به معنای واقعی

    ۴ روز پیش
  • آتانازدلارام

    0

    فععک نکنم😁😁

    ۴ روز پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    فعکر بکن

    ۴ روز پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    ولی خب...اگه از دیدِ مهراب به موضوع نگاه کنیم، بهترین نوع تلافی بود

    ۴ روز پیش
  • محرابی

    0

    ممنونم زیبا بود وواقعا دردناک یعنی انقدر بیشرفه که مامانشو بکشه. برو باخودش دربیفت نه مامانش نامرد

    ۵ روز پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    قصدش چزوندن عرفانه...وگرنه که صددرصد می‌تونست بره لاهیجان

    ۵ روز پیش
  • نگار

    1

    تازشم کاملا با این لقبی به عرفان داده بود مخالفم مرتیکه گور به گوری زمانی که داشتی آشوب رو بدبخت میکردی و به حریمش *** کردی *** *** نبودی؟ولی عرفان با عشقش فقط برا آرامش رفته و از همه دور کرده خودش رو و عشقشو شد *** *** بزنم اینو از وسط نصف کنم؟حدیث بزنمش⁦ಠ⁠︵⁠ಠ⁩💙💙⁩⁦

    ۶ روز پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    همین‌و بگو

    ۵ روز پیش
  • نگار

    0

    اره بابا☺️💙💙

    ۵ روز پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    دیگه به هرحال مسلمه که حرص بخوره مهراب...

    ۵ روز پیش
  • نگار

    0

    آخخ که من چقدر کیف میکنم یکی این مهراب که همه رو حرص میده حرص بده😄💙💙

    ۵ روز پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    فعلا چند پارت قراره از مهراب بِکشیم...

    ۵ روز پیش
  • نگار

    1

    این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

  • نگار

    1

    ولی خدایی پارت باحالی بود حدیث مرسی عشقم⁦(⁠づ⁠ ̄⁠ ⁠³⁠ ̄⁠)⁠づ⁩💙💙

    ۶ روز پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    فدا

    ۵ روز پیش
  • نگار

    0

    عشقی داداش🥰💙💙

    ۵ روز پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    مخلصت آبجی😂

    ۵ روز پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    آره انگار قصد جون مادرش رو کرده...مرسی جانم

    ۵ روز پیش
  • نگار

    0

    خواهش میکنم گلم ببینم این مهراب چیکار می کنه هعیی(آه مخصوص به من)💙💙

    ۵ روز پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    🤍🌹

    ۵ روز پیش
  • اَسماء

    0

    آخیش قابل پیش بینی نبود چون اصلا دوست ندارم رمان یه جوری پیش بره که بتونی حدس بزنی دمت گرم حدیث جون

    ۵ روز پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    عزیزی ❤️

    ۵ روز پیش
  • Fatemeh

    0

    عزرائیل دست به فرمون شد خدا ورت داره الهی 🙄

    ۵ روز پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    پارت‌های بعدی خودِ خودِ عذابن🤦🏻

    ۵ روز پیش
  • سارا

    0

    اقا عرفان بد شد که فک کنم در این صورت ول کنه اشوب رو 💚

    ۵ روز پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    عرفان‌و اینجوری شناختید؟

    ۵ روز پیش
  • سارا

    0

    نه ادمی که صد عاشق باشه ول نمیکنه حتی شاید وقتی خانوادش بمیره بیشتر بچسبه به اشوب ول خب نمیدونم هر چی ما بگیم یه چیز جدید در میاری 😂💚

    ۵ روز پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    ببینیم چی می‌شه توی پارت بعدی

    ۵ روز پیش
  • مبینا

    0

    مهراب خیلی غیرقابل پیش بینی شده هرقسمت حدسام اشتباه میشع

    ۵ روز پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    آره واقعا

    ۵ روز پیش
  • آتانازدلارام

    2

    آشوب خراب کردی دختر نباید این خوشگله پسرو عصبانی میکردی الفاتحه 🤧🤧

    ۶ روز پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    بدجوری هم خراب شد💔

    ۵ روز پیش
  • ابی

    2

    آشوب کجایی برگرد سفر که زهر مارت شد بگرد

    ۶ روز پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    مهراب داره وحشی‌تر می‌شه توی هر پارت 💔🤦🏻

    ۵ روز پیش
  • Nana

    1

    این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    واقعا هم بیچاره عرفان..‌.

    ۵ روز پیش
  • لیلا

    1

    این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    هوففف بیچاره عرفان🤦🏻💔چقدر تاوان داره عشقش به آشوب

    ۶ روز پیش
  • لیلا

    0

    این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    ببینیم چی می‌شه توی پارت بعدی

    ۶ روز پیش
  • ماهی

    0

    این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    بله متاسفانه :)

    ۶ روز پیش
کپی شد!