آشوب به قلم حدیث بلیار
پارت هفتاد و چهارم :
با چشمهای ریز شده به پرستار نگاه کردم. ولی من که مطمئن شده بودم مهراب اینجا حضور نداره! پس این لعنتی چرا صدای مردونه داشت؟
خواست به سرعت از کنارم بگذره که اجازه ندادم. سریع دستش رو گرفتم که برگشت و با ترس نگاهم کرد.
نیم نگاهی به عرفان انداختم که دوباره خوابش برده بود. از اونجایی که نمیخواستم سروصدا ایجاد بشه و بیدارش کنه، دست پرستار رو دنبال خودم کشیدم و با زور از اتاق بیرونش آ
مطالعهی این پارت حدودا ۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۸ روز پیش تقدیم شما شده است.

حدیث بلیار | نویسنده رمان
نمیمیره که🤦🏻
۳ روز پیشفاطیما
0حدس می زنم همین زودیا یه بلایی سره آنیل میاره🥲 داستان داره جنایی تر میشه 😎
۵ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
امکانش هست متأسفانه
۵ روز پیشسارا
0جوون مهراب خفن . عرفان میمیره یا قدرت اشوب بیشتر میشه
۵ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
خفن❌ لاشی✅
۵ روز پیشآتانازدلارام
1وای مهراب با توپ پر داره می ره سراغ آشوب آشوب خدا بهت رحم کنه دختر ولی خوشم اومد آشوب خوب اون پرستارو چزوند
۶ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
پارت بعدی رو بخون :)
۶ روز پیشمبینا
0وای خدا رحم کنه ب خانواده اشووب حدیث نزار اینقد دیگهه حرص بخوریمم
۷ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
واقعاً هم خدا رحم کنه. اینطوری که مهراب با توپ و تانک پر رفت، قطعاً توی پارتهای بعدی شاهد اولین قربانی خواهیم بود
۷ روز پیشمبینا
0از کی شروع میشه حدیث😶
۶ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
فردا 🤌🏻
۶ روز پیشنگار
0این مرتیکه گور به گوری میخواد چه غلطی بکنه😦😟وایی آشوب عرفانن تو بیمارستانن خو شاید بتونه پیداشون کنه حدیث پارت خیلی خیلی خوبی بود یعنی عالی بود مرسی ازت عزیزم 💙💙
۷ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
فکر نکنم بره لاهیجان🧐🧐حالا ببینیم چی میشه توی پارت بعد
۷ روز پیشنگار
0از این مهرابی که من میشناسم فقط یه توقع میشه داشت بره سراغ خانواده آشوب و نزدیکانش💙💙
۷ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
بله...توقعی جز این نیست
۷ روز پیشنگار
0ولی آشوب خوب بلایی سر پرستاره آورد دمش گرم خو حداقل بزارید عرفان خوب شده بعد یه بلای دیگه سرش بیارید بچم گناه دار💙💙
۷ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
همون بلایی رو سر پرستار آورد که سر ارغوان آورده بود 😂🔥
۷ روز پیشنگار
0اره دیگه بچم رو عشقش حساسه😄💙💙
۷ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
😁😁
۷ روز پیشاَسماء
0وای یا قرار بلایی سر انیل بیاره یا سیاوش چون رو اعصابش بود
۷ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
سیاوش! 👏🏻👌🏻
۷ روز پیشفاطمه ❤️
1خیلی عالیه 💜💜چطور با یه صدای مردونه مارو گمراه کردی 😜😁همه هم گول خوردیم
۷ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
قربانت 😂🙏🏻
۷ روز پیشفاطمه
0آقا کمی آروم باش بخاطر جواب ندادن به پیام که آدمو نمیکشن عجب جونوریه این محراب آفرین به آشوب خوب غیرتی شدی حقش بود زنیکه
۷ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
نه دیگه...چندین روز زنگ زده پیام داده، با جواب ندادن آشوب مواجه شده. این اولین پیامش نیست
۷ روز پیشبهار
0من حس میکنم محافظ مادرِ احیا کننده قلب به آشوبه یا خود دختره ک قلبشو پیوند زدن! آره حدیث جون.؟؟😁😍 عاشق رمانت شدم تو 1 روز 74 پارتو خوندم
۷ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
درود. به رمان آشوب هم خوش اومدی بهار جان❤️ بله عزیزم امکان داره این دو نفر هم باشن
۷ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
قربونت برم خوشحالم که جذب رمان شدی🥲❤️
۷ روز پیشلیلا
0ای جان فقط غیرتی شدن آشوب واسه عرفان الان اینو کجای دلم بزارم مهراب حتماً اینبار عرفانو می کشه
۷ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
بدبخت شدن :)
۷ روز پیشلیلا
0میگم نمیشه من این مهرابو بکشم 😂 بخدا راحت میشیم
۷ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
اگه تونستی خودم بهت جایزه میدم😂🙏🏻
۷ روز پیشزززز
0احساس میکنم اون پرستاره یه ریگی به کفش بود. در واقع نمی گم از آدمای مهراب بوده اما فکر میکنم شاید از طرف اون زنده ی مرموز بوده، یا شایدم از طرف اون محافظی که بالای آشوب برایش گذاشته. البته شایدم.. نمیدونم والا فقط یه ریگی به کفش بود
۷ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
یعنی از آدمای مهراب بود؟
۷ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
ولی دیدیم که آشوب بخاطر قدرتش تونست تشخیص بده که پرستاره هیچ دخلی به مهراب نداره
۷ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
بله درسته شایدم واقعا یه ریگی به کفشش هست
۷ روز پیشمحرابی
0وای بیچاره پرستار بد غیرتی شد. ای خدا بازاین مردک پیداش شد خدابخیر کنه. ممنونم حدیث جان عالی بود
۷ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
داره میره کی رو بکشه یعنی!؟
۷ روز پیشستایش
0واایی من چجوری صبر کنم تا پارت بعدی عزیزم نمیشه راهنمایی کنی؟😁🫶🏻✨️
۷ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
چی رو راهنمایی کنم؟😁فقط میتونم بگم بیچاره شدن
۷ روز پیش
لطفا صبر کنید...

سهیل
0وجود نحست بریده بشه الهی