گیلاس به قلم پریسا حصیری
پارت هفتم :
به اجبار عقب میکشد و بر خلاف چشم غره های مادرش سلامی نمی دهد و همانند او خودش را به ندانستن می زند:
_بله، نیلام. مامان من می رم بوفه بیمارستان گشنه م شده!
دقیقه ایی صبر نمی کند و قدم های شتابانی به سمت فضای باز بیمارستان بر ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما
لطفا صبر کنید...
