گیلاس به قلم پریسا حصیری
پارت ششم :
_دیگه خوش ندارم به گوشیش دست بزنی، شیرفهمی؟
نیلا نه از اَخمش می ترسید نه قرار بود عقب نشینی کند:
_باید از شما اجازه بگیرم؟ درک نمی کنم شما رو!
سالار با نیشخند از بالا نگاهش می کند و با دیدن زخم زانویش لبانش به س ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما
لطفا صبر کنید...
