پارت دوم :

از صفحه عمومی اش بیرون می آید و به صفحه شخصی اش رفته برایش پیامی تایپ می کند:
_(این خواهرشوهرت با همچین هیکلی چقدر چیپ و اُمُله سمیرا، به نظرم بهتره دنبال مدل دیگه ایی باشی تا حداقل مخاطب جذب کنه).
پیام را سند کرده، از جا بر می خیزد و به سمت وزنه ها می رود.
روی صندلی دراز می کشد و خودش را کشیده دمبل را بالا سرش می برد. نفس هایش به شماره می افتد اما همچنان و سرسختانه تمریناتش را انجام می داد.
_سالار پاشو، تایم تمومه باید بریم.
دمبل را سرجایش گذاشته از جا بر می خیزد و حوله دور گردنش را به سمت شهاب دوستش پرت می کند:
_برم ساکم رو بردارم رو بیام.
به سمت رختکن می رود و ساکش را بر می دارد و به سمت شهاب رفته اشاره می زند که با ماشینش بروند.
_امروز خیلی تمرین کردی، خسته ایی...میخوای تو برو خونه بخواب من می رم نمایشگاه.
پوزخند زده فرمان ماشین را می پیچاند:
_من بادی ام که با این بادا بلرزم؟
همان لحظه نوتیفکیشن پیام از اینستاگرام بالای صفحه ی گوشی اش نقش می بندد.
باعجله تلفن همراهش را بر می دارد، پیام از طرف سمیرا بود
با لبخندی که شهاب کم از او می دید روی صفحه ضربه می زند تا پیام باز شود:
_(شایدخواهرشوهرم دختر نابی باشه که نخوام کسی ببینتش تا خواستگاراش ردیف شن، توام غصه ی تبلیغاتم رو نخور مخاطب و مشتری فراوونه).
یک تای اَبرویش از تعجب بالا می پرد.
سمیرا هیچوقت در مقابل حرف هایش جبهه نمی گرفت!
گردنش درد گرفته بود و نمی توانست هم اعتراض کند.
دلش می خواست مستقل باشد و چه چیز بهترین از این که ادمین مجازی زن داداشش شود و حداقل حقوقی برای خود داشته باشد.
پدر و برادرانش که اجازه نمی دادند از خانه بیرون بزند و طبق خواسته اش کار کند.
_علی تبلیغات قبلی رو برگشت زده، نبودی ببینی که چقدر وسایلایی که داده بود بی کیفیت و بد بودن.
سمیرا چایی را مقابلش گذاشته لبخند دلگرم کننده ایی می زند:
_خسته شدی نیلا، بذار برای فردا.
سرش را از روی گوشی بلند کرده متقابلا می‌خندد:
_نه بابا، زن داداش با داداش حرف زدی برای دانشگاه؟ یک ماه دیگه ثبت نامه ها!
سمیرا فنجان را به لبش نزدیک کرده سر می جنباند:
_آره،‌نگران چی هستی؟ تو که می دونی علی برعکس همه دوست داره تو بری توی اجتماع و درست رو ادامه بدی.
سمیرا به ظرف شیرینی ها اشاره می زند:
_بردار بخور تا من یه سر به غذا بزنم.
سمیرا که از جا برخاست، نیلا از صفحه گوشی اش خارج می شود که همان لحظه پیامی برای پیچ شخصی سمیرا می اید.
بیخیال شانه بالا می اندازد ، به او که ربطی نداشت!
_زن داداش برات پیام اومده، من نمی دونم چرا پیچ شخصیت رو روی گوشی منم نصب کردی خانم؟ مگه من منشی شخصیتم آخه؟
سمیرا می خندد:
_حرف نزن، تا زایمان همه‌چیم دست توئه، الانم باز کن ببین کیه من و تو که چیز پنهونی نداریم.
شرینی کشمشی در دستش را گاز می زند و پاکوبان وارد پیچ شخصی سمیرا می شود.
با دیدن پروفایل شخص مقابل یه تای اَبرویش بالا می پرد.
نمی شناخت و بعید می دانست سمیرا در فامیل همچین شخصی داشته باشد.
بازوهای تنومددطرف مقابل کم داشت از عکسش بیرون بزند!
با کنجکاوی پیام را باز می کند و با خواندن پیام وا می رود، با او بود؟
__(این خواهرشوهرت با همچین هیکلی چقدر چیپ و اُمُله سمیرا، به نظرم بهتره دنبال مدل دیگه ایی باشی تا حداقل مخاطب جذب کنه).
گریه اش می گیرد، چه‌کسی بود که به او می گفت اُمُل و چیپ!
با حرص و نفس نفس بغض را قورت داده به تندی تایپ می کند:
__(شایدخواهرشوهرم دختر نابی باشه که نخوام کسی ببینتش تا خواستگاراش ردیف شن، توام غصه ی تبلیغاتم رو نخور مخاطب و مشتری فراوونه).
پیام را سند کرده به مبل تکیه می دهد.
اما وارد پیچ شخصی می شود و با خواندن نامش به یادش می آید که او پسرعموی فرنگی سمیرا می باشد.
پسرک از خود راضی!
ثانیه‌ای از پیام دادنش نمی‌گذرد که دوباره پیام می دهد:
_(خواهرشوهرت ارزونی خودت سمیرا خانم، من دخترای خوشگل و مامانی اینجا رو ترجیه می دم‌آ).
نیلا چانه اش را لرزانده با خشم از پیچ شخصی سمیرا بیرون می آید. آنقدر عصبی بود که انگشتان کشیده و سفید دستش می لرزیدند.
سمیرا از آشپزخانه بیرون آمده، با دیدن صورت گلگون شده ی نیلا مضطرب می پرسد:
_نیلا عزیزم خوبی؟اتفاقی افتاده؟

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴ ساعت پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید

توجه کنید : نظر شما نمیتواند کمتر از 10 کاراکتر باشد.
برای اینکه بتونیم بهتر متوجه نظرتون بشیم، لطفا به این سوالات پاسخ بدید:

  • کدام بخش از رمان رو بیشتر دوست داشتید؟
  • کدام شخصیت رو بیشتر دوست داشتید و چرا؟
  • به بقیه خواننده‌ها چه پیشنهادی می‌کنید؟

به عنوان یک رمان خوان حرفه‌ای با پاسخ به این سوالات، به ما و سایر خوانندگان کمک می‌کنید تا دیدگاه کامل‌تری از رمان داشته باشیم.

آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!