کوه به کوه میرسد به قلم عاطفه لاجوردی
پارت صد و پنجاه و هشتم :
بیش از پیش نگاهش کردم. حسی که از جمله به جملهاش زیرپوستم میدوید، خوشایند بود. مگر میشد احساسم زیر و رو نشود؟ سرشت ما زنها مگر همین نبود؟ هرچقدر هم که سخت، در برابر ابراز عشق آن هم تا این حد صادقانه، مقاومتمان تمام میشد.
-رها!
با صدا زدنش تازه فهمیدم همانطور خیره به او، به خاطرات گذشته طیالارض کرده بودم. پلک زدن غیرارادیام برای پس زدن نگاههای ثریا، او را به لبخند واداشت.
لطفا صبر کنید...

شادان
0اره به نظر نگو دیگه رها بالاخره هرچی باشه مادرشه ناراحت میشه کوهیارم