ماسیس به قلم سعیده نعیمی
پارت صد و پنجاه و دوم :
از سمت چپِ گاو در حال دویدن بودم و آکام بالای سرش پرواز میکرد. آکام خطاب به من داد زد:- به گاو نزدیکتر شو...
خود را به زیر پای گاو رساندم. آکام طناب را روی گردن گاو انداخت و همینکه خواست از زیر گردنش رد شود، گاو سرش را پایین آورده و طناب از روی گردهاش سرخورد و پایین افتاد. گاو از تجربهاش با زنجیری که تا مرز خفه کردنش پیش رفته بودیم، درس گرفته و اینبار به دام انداختنش به آسانی قبل نبود.
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۲ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۵ روز پیش تقدیم شما شده است.

لطفا صبر کنید...

زارا
1یعنی فقط همین یه دونه گاو هدیوش بود فقط؟؟