ماسیس به قلم سعیده نعیمی
پارت صد و پنجاه و یک :
شانهام میسوخت و دردی که انگار از آن نشأت میگرفت، تمام اعضای بدنم را میسوزاند. روی پنجههایم بلند شدم. خونهایی که از قربانیانش در اطرافش جاری شده بود، طرحی شبیه به ستاره پنج پر را داشت که خودش هم وسط آن ایستاده بود. اگر نمیتوانستم مستقیم به او حمله کنم، چگونه میتوانستم شاه را بکشم؟ به آکام که در حال تلاش برای فرار از قفسش بود، نگاه کردم. در آن قفس نامرئی در حال بال بال زدن بود و
مطالعهی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳ ساعت پیش تقدیم شما شده است.
لطفا صبر کنید...

فریده
0از همه بیشتر کنجکاو خالقم که کیه و چیه و چه عهدی داره؟ چرا انقدر خون میخواد؟