آواز صبح مشرقی به قلم دیبا کاف
پارت بیست و یک :
پاهام رو کنار هم قرار دادم و زانوهام رو به هم فشار دادم.
فکر نمیکردم با اون چشمهای وق زده و نگاه متحیر واکنشش انقدر سرد باشه.
قبلا که یکباری اتفاقی بوراک صدام رو شنیده بود گفته بود که صدای فوق العاده خوبی دارم و حتی میتونم با کار کردن کمی روی صدام یه خواننده خوب بشم اما حالا با واکنش بد هوداد داشتم به این فکر میکردم که لابد برای اینکه کمی روحیه ام بهتر بشه و اعتماد به نفسم رو بالا
لطفا صبر کنید...
