پارت چهل و هشتم :

او مجبور بود بعضی جاها، سرعتش را با لیلی تنظیم نماید که مبادا با او برخورد کرده و یا از او جا بماند. خلاصه آنکه آیلین از رفتار و حرکت لیلی دریافته بود او از موضوع مهمی ناراحت است... موضوعی که هنوز آیلین نتوانسته بود علتش را دریابد .

سرانجام آن ها به اتاق لیلی رسیدند. و او به محض آنکه وارد اتاق شد و در، پشت سرش بسته گشت با خشمی که دیگر تبدیل به بغضی در ته گلویش شده بود، بی‌آنکه به آیلین

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • آتنا

    0

    فکر کنم آیلین میخواد یه رازی درباره یاشار بیگ بگه🤔

    ۳ هفته پیش
  • راز

    1

    خوب بود ولی بانو پارت خیلی دیر به دیر میزارین

    ۴ هفته پیش
  • حمیده جاهدین محمدی | نویسنده رمان

    ان شاءالله سعی می کنم زودتر بذارم.. برای ادامه کار، لطفاً نظرتون را کامنت کنید و لایک کنید.

    ۴ هفته پیش
  • م

    1

    خوب بود،اگا چرا اینقدر دیر به دیر پارت می ذارید 🙏🏻

    ۴ هفته پیش
  • حمیده جاهدین محمدی | نویسنده رمان

    تلاش می کنم ان شاءالله پارت ها زودتر روی سایت قرار بگیره

    ۴ هفته پیش
کپی شد!