پارت هجده :

درها که با ریموت باز شدند، ناتاشا دید که پنج غریبۀ درشت‌هیکل به‌سمت ویلا می‌روند. با سرعت، ماشین را وارد حیاط کرد و ترمز شدیدی گرفت و بلافاصله از ماشین بیرون پرید. مردها تا او را دیدند، یک قدم عقب رفتند و گارد گرفتند. قبل از اینکه ناتاشا عکس‌العملی نشان دهد، درهای خانه محکم باز شدند و یکی دیگر از دزدها از پله‌ها پایین پرت شد و پشتِ‌سرش آرمین با صورت ملتهب و پیراهن نیمه‌باز بیرون آمد.

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • برفین

    0

    آرزو جان خیلی اصرار داری به ما بفهمونی *** آرمین پر مو هست؟ وای از بچه چه حس خوبی گرفتم ولی بدبخت آرمین خواست ثواب کنه کباب شد

    ۲ هفته پیش
  • دریا

    1

    موقعی که تیر به گردن آرمین خورد،داشتم ستاره هایی که دور سرش میچرخیدند رو تصور میکردم😂

    ۲ هفته پیش
  • آرزو مهاجر | نویسنده رمان

    🤣🤣🤣وااای

    ۲ هفته پیش
  • پریسا

    1

    وای چه اهنگ خوبی هم انتخاب کرد

    ۲ هفته پیش
  • زرین

    0

    واای از هیجان پریدم😂

    ۲ هفته پیش
  • کرم کتاب

    0

    به به. خانوم همایونی اماده باش کامل بودن

    ۲ هفته پیش
  • 🦢AVAZ GHO🦢

    1

    ترکیب ننه بروسلی وهرکول اصلا اوف🤌

    ۳ هفته پیش
  • تارا

    0

    باور نمیکنی اهنگشو پلی کردم و رمانو خوندم😅🤫

    ۳ هفته پیش
  • شهریار

    0

    تا به حال نشده بود یه داستان بخونم، زن اینقدر خوب از مردها بتونه بنویسه

    ۳ هفته پیش
  • سارا

    0

    خدا ارمین و ناتاشا رو واسه همدیگه ساخت😝

    ۳ هفته پیش
  • فرزانه

    0

    وای وای چه زوجی بشن این دوتا آتیش ***

    ۳ هفته پیش
  • فاطمه شون

    0

    اخ چقدر به جونم چسبید این پارت

    ۳ هفته پیش
  • الهه

    0

    کیف کردم ارمین موند پیش ناتاشا💜💜 افرین به غیرتش

    ۳ هفته پیش
  • زهرا

    0

    ارمین چرا فرار نکردیی

    ۳ هفته پیش
  • ژیلا

    0

    وای چه قدر ناتاشا زرنگ بود که منظور قیصر رو فهمید

    ۳ هفته پیش
  • وستا

    0

    وای کاش میتونستم این صحنه رو شکل فیلم ببینم مبارزه ناتاشا رو

    ۳ هفته پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️