آتوسا به قلم آرزو مهاجر
پارت نوزده :
درِ اتاق شکنجه را بست و قفل را فعال کرد. معصومخانم با یک لیوان آب جلو آمد و گفت:
-خانوم! اینو بخورین. الهی بمیرم. صورتتون زخمیه.
-چیزی نیست. توی دعوا حلوا خیرات نمیکنن. آقاهوشنگ بهتره؟ اگه حالش بده، بریم درمونگاه.
-نه خانوم! چیزیش نشد. فقط اون از خدا بیخبر که الهی دستش بشکنه، هلش داد و کمرش گرفت به ستون. بهش مسکن دادم، الان خوابیده. راستی خانوم! اون آقاپسر رو چرا زندونی کردی
مطالعهی این پارت حدودا ۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۶ روز پیش تقدیم شما شده است.

آرزو مهاجر | نویسنده رمان
بالاخره باور کرد😆
۴ روز پیشراز
0خیلی خوب بود مرسی عالی بود آرمین بدو تنبون رو بجنبون ک عزرائیل الان بیدار میشه تازه فک کنم نقشه ازدواج هم برات چیده.عکس خودت و اون دوس دخترت ک میگفتی لباش عین لاستیک میمونه رسید دستش
۵ روز پیش
آرزو مهاجر | نویسنده رمان
وای لاستیک🤣🤣
۴ روز پیشروشنک
1من که میدونم ناتاشا داره همچیو از دوربین نگاه میکنهه اخی آرمین طفلکی
۵ روز پیش
آرزو مهاجر | نویسنده رمان
اره مداربسته داره تو خونه ش😆
۴ روز پیشروشنک
0لطفا پارت بزار💜
۵ روز پیشطرفدار
1بنازم 😅ببین ناتاشا چکار بچ ام 😂 کرد ک از ترس نمیتونه حرف بزنه ک ی وقت ازراعیل خانم سر نرسه 🤣🤣
۵ روز پیشریحا
1اهان دمتگرم قلمت خیلی خوبه موفق باشی خوشگل خانوم
۵ روز پیشآتاناز
0ناتاشا عکس آرمین ودید اینطوری کرد وای این شادی چقدر مهربون ونازه ❤️❤️
۵ روز پیشریحا
0یه لحظه دیدم ژانر رو نوشته واقعی واقعیی
۶ روز پیش
آرزو مهاجر | نویسنده رمان
یک سری از مسائل و چندتا از شخصیت ها واقعی هستن
۶ روز پیشسها
2آخیش بلاخره یکی به داد آرمین طفلکی رسید
۶ روز پیشگلاره
1وای خدا شادی خیلیی جیگره😘🥺
۶ روز پیشاکرم بانو
1انقد این بدبختو کتک زد یه چیکه ابم نداده بودتش؟
۶ روز پیشاکرم بانو
1ینی اون عکسی که واسه ناتاشا اومد عکس ارمین بود؟
۶ روز پیشمامان عسل
2دلم کباب شد وقتی آرمین میگه ای خدا این چه نسخه ای برای من یتیم پیچیدی خیلی درد اوره.. امان از دست این حاج فتاح دهن بین ..این بچه رو به چه روزی انداختی
۶ روز پیشمیم
2آخی ،خوبه شادی بدادش رسید از گشنگی تلف نشه،آرمین و ترس،اون همشهری آرمین بود حتما 😍🙏🏻
۶ روز پیشطوفان
2اون عکسی که فرزین واسه اتی فرستاده بود عکس آرمین و پاری بود.. وای خدا شادی خیلی خوبه و اگع الان خواهر کوچولوی منم زنده بود مثل شادی مهربون و زیبا بود 🥀😭🖤🥀😭🖤🥀😭🥀🥀
۶ روز پیش
لطفا صبر کنید...

نیلوفر آبی
2آخی شادی چه مهربون فقط امیدوارم نجات پیدا کنه فکر کنم حالا ناتاشا دیوونه عکس آرمین ودید باور کنه کیاوش بیاد رهاش کنه ممنون خسته نباشید