پارت دوازده :

-من می‌خوام لالا رو به لی‌لیت بذارم، اسممو دیوید بذارم...
آرمین در حال بستن دکمه‌های پیراهن سفیدش جلوی آینه قدی آهنگ ساسی مانکن می‌خواند و ریزریز شانه‌هایش را تکان می‌داد و از دیدن ماهیچۀ بازوها و کتفش، زیر پارچۀ نازک پیراهنش، کیف می‌کرد. بی‌توجه به زنگ‌های پی‌درپیِ پارمیدا، ادکلن را کف دست اسپری کرد و درحالی‌که به گردن و صورت صافش می‌مالید، با صدای بلند گفت:

-اَخویِ ب

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۱ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • برفین

    1

    دم غیرت آرمین گرم ای ناتاشا بی عقل همچین گل پسریو شکنجه بدی

    ۲ هفته پیش
  • Mino

    1

    دلم میخواد یه دل سیر با ارمین و داداشش بشینم پشت بقیه حرف بزنیم😝

    ۲ هفته پیش
  • المیرا

    0

    کاش بابای منم مثل حاج فتاح بود💔

    ۲ هفته پیش
  • فافا

    1

    فقط باشخصیت حاج فتاح که هردو پسرشو یک اندازه دوست داره❤️

    ۲ هفته پیش
  • طناز

    0

    ای جانم چه جنتلمنه ارمین🥺🥲

    ۲ هفته پیش
  • نازنین

    0

    وای اهنگ ساسی مانکنه😂

    ۲ هفته پیش
  • 🦢AVAZ GHO🦢

    0

    باباشون باحاله حاج آقا 😂🫠

    ۳ هفته پیش
  • سرو

    0

    تا اینجا که عالی بود آرزو جون گل کاشتی بازم ازنوع آرمین و محمد

    ۱ ماه پیش
  • نیلوفر آبی

    0

    این رمان بهترینه عالی خسته نباشید ممنون

    ۱ ماه پیش
  • ماهورا

    0

    ناز نفست ایولا با این رمان نوشتنت 😉😉🤪

    ۲ ماه پیش
  • آرزو مهاجر | نویسنده رمان

    مخلصم

    ۲ ماه پیش
  • الناز 🌼

    1

    *** تار عنکبوت بسته😂😂پسرای الانم انقد از دستگاهشون کار کشیدن دیگه خراب و مستعمل شده افتادن به فکر تعویض😂😂

    ۲ ماه پیش
  • آرزو مهاجر | نویسنده رمان

    ممد بچه م مومنه🤣🤣

    ۲ ماه پیش
  • **** اخوی بسیجی

    1

    تو این حرفهارو از کجا یاد گرفتی روده بر شدم با هر پارت

    ۲ ماه پیش
  • آرزو مهاجر | نویسنده رمان

    ذاتیه اخوی🌚

    ۲ ماه پیش
  • اخوی بسیجی

    0

    ماهم این زاتو داریم چون لریم💪🏻

    ۲ ماه پیش
  • مهیا س

    2

    اخ فقط حرف آرمین توکنترل شیر فلکتو نداری ..😂 دختر خجالت بکش ایما چیه نوشتی😜🤣 باحاله دوس داشتم رمانتو😇

    ۲ ماه پیش
  • آرزو مهاجر | نویسنده رمان

    پسرا همینن دیگه واقعیت جامعه ست😂

    ۲ ماه پیش
  • دیانا

    3

    جدا از شوخی و اینکه رمانت خیلی خوبه،ای کاش طرز تفکر همه مردا همین بود.فقط بلدن وقتی عصبانین عربده بکشن.که البته این موضوع،بابای خودمو هم شامل میشه🤭🤭

    ۲ ماه پیش
  • Sedna

    1

    رمانتون واقعا عالیه عزیزم دست مریزاد💖💖

    ۲ ماه پیش
  • آرزو مهاجر | نویسنده رمان

    فدات عزیزم

    ۲ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️