آتوسا به قلم آرزو مهاجر
پارت یازده :
شلاق را بالا برد و روی شکم عضلانی و پُرموی آرمین فرود آورد. رد سرخ تازیانه پوست بدنش را سوزاند، درست مثل وقتیکه لبۀ کاغذ، گوشتِ تن را تصادفی میبُرَد. درد شدیدِ ضربات، طاقت آرمین را طاق کرد و دهانش باز شد و با هر ضربۀ شلاق هرچه فحش چارِواداری و رکیک بلد بود، نثار دختر میکرد و بدتر او را جری و عصبانی میکرد تا محکمتر بزند. کمی بعد دستِ دختر از حرکت ایستاد تا نفس تازه کند که آرمین با Ú
مطالعهی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۷۸ روز پیش تقدیم شما شده است.

آرزو مهاجر | نویسنده رمان
نه عزیزم ناتاشا خشونتش در همین حده😂 بیشتر از این نیست واقعا.
۱ ماه پیشفرنگیس
1یک سوال آتوسا کیه پس ؟ ناتاشا کیه ؟ من گیج شدم به مولا
۱ ماه پیشnaz
0منم خیلی گیج شدم نویسنده رسیدگی کنن
۴ هفته پیش
آرزو مهاجر | نویسنده رمان
دوست خوبم شما باید رمانو بخونی تا متوجه اتفاقات بشی.
۴ هفته پیشفرنگیس
0این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد
ماتیلدا
1خدایا شکرت بالاخره یه جا دختره قوی تر از پسره بوود
۱ ماه پیشnaz
1همیشه دختر ها قوی تر از پسران نشون نمیدن غرور پسرا نشکنه😼😎
۴ هفته پیشmacani
0چ جااذااب 🤩
۱ ماه پیشمهسا
1بنظرم ناتاشا سادیست نیس فقط میخواس ارمینو بترسونه
۱ ماه پیشنصیبه
3وای منم دردم گرفت تا برسه آرمین
۱ ماه پیشترلان
0من جای آرمین از درد جیغ زدم
۱ ماه پیشمهستی
0بنده خدا آرمین به گه خوردن افتادن😂😂
۱ ماه پیشهاله
1یا علی یا حسین یا محمدد
۱ ماه پیشهستی
0واای دختره چه وحشیهه خوشم اومدد
۱ ماه پیش🦢AVAZ GHO🦢
2دیوونس بابا ناتاشا 😂
۲ ماه پیشنیلوفر آبی
0دختر لعنتی بشکنه دستات طفلی آرمین ممنون عالی بود خسته نباشید
۲ ماه پیشسارا
0دخترر دیوونه چه وحشیانه میزنه.. حالا آرزو جان نمیشد نگی شکم پر مو ؟و *** پر مو 😂😷 حالا ارمین یه اپلاسیون قبلش میرف چی میشد اخهه😷😂
۲ ماه پیش
آرزو مهاجر | نویسنده رمان
حالا نگفتیم قالی سلیمانه که😂😂 مو داره در حد و اندازه
۲ ماه پیشسارا
0😂😂 خب خدارشکر شفاف سازی کردی خیالم راحت شد
۲ ماه پیشالناز 🌼
0شتت این کامنتا چی میگن من اولین بارمه اینا رو میشنوم بزرگواران انواعشونم میدونن😮😮
۲ ماه پیشزهرا
1منظورت تون چیه که نوشتید گیره های پلاستیکی آخه نگرفتم اون گیره ها چجور گیره ای هستن ؟🙃
۳ ماه پیش
آرزو مهاجر | نویسنده رمان
گیره های مخصوص شکن..جه که به نوک سینه میزنن
۳ ماه پیشطوفان
1میدونی خواهر سه نوع از این گیرها هست یکیش ساده یکش مثل سر نیزه هست یکیش هم مثل کاتر اونی که مثل کاتر هست دردش بیشتره چون زره زره میبره و واسه اونی که تماشا میکنه لذت بیشتری دار و بع نظرم اتوسا از اون گیره سر نیزه ای استفاده کردع 🙂🥀🥲
۳ ماه پیش
آرزو مهاجر | نویسنده رمان
نه خواهر ناتاشا همایونی بنده خدا گیره ساده استفاده کرد😶هدفش فقط درد بود نه بریدن و خون ریزی
۳ ماه پیشطوفان
0اِ من خوب فکر کردم برا زجر بیشتر از سر نیزه ای استفاده کنه خوب حالا بچم دل رحم بوده دیگه♾️😉😉♾️
۳ ماه پیشمارال
4من اصلا توکلم نمیره اینا عاشق هم بشن والا دلم میخواد ناتاشارو بگیرم بزنم دختره ی روانی دلم برا آرمین سوخت سر اشتباه دوستاش این پس میده🥺
۳ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

فرنگیس
0وایی من بلاخره تو این ژانر یه رمان دیدم تو این اپلیکشن واقعا کمیابه صحنه هاش عالیه واقعا فقط منم که احساس کردم اگه دستت باز تر بود شکنجه رو میبردی جای مثبت سی سال ؟ 🤣🤣