پارت نود و هشتم :

زنِ داخلِ بدنِ لیرا با لحنی آرامش‌بخش بهم گفت: «آرام باش آلفا ساروس، چون من قصدِ صدمه زدن به جفتت رو ندارم.» و یکهو یه آرامشِ عجیبی دورم رو گرفت.

برای یک ثانیه براش اخم کردم، از واکنشِ بدنِ خودم گیج شده بودم؛ اما بعد یکهو دوزاریم افتاد و فوراً روی زمین تعظیم کردم تا احترامی رو که شایسته‌ی الهه ماه بود بهش نشان بدم. باورم نمی‌شد همین الان داشتم برای الهه خودمون غرش می‌کردم!

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۵ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت لیرا در رمان آلفای من لیرا
تصویر شخصیت ساروس در رمان آلفای من ساروس
تصویر شخصیت خاویر در رمان آلفای من خاویر
تصویر شخصیت دیمن در رمان آلفای من دیمن
آخرین نظرات ارسال شده
  • بهار

    2

    ای جان قشنگ بود ممنون 🥰

    ۱ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️