آلفای من به قلم شادی سالاری
پارت نود و هفتم :
از زبان ساروس
اون ساحره بدجوری قوی بود.
یکجای کار وسط جنگ موفق شده بودم موقعیتم رو باهاش عوض کنم، طوری که الان کنار لیرا (لیرا) و در موقعیتِ یکم بالاتری ایستاده بودم. من دقیقاً بین اون زن و جفتم ایستاده بودم؛ جفتی که هنوز بیجان روی کفِ چوبیِ ایوان افتاده بود و کوچکترین نشانهای از اینکه به این زودیها بیدار بشه، از خودش نشون نمیداد. میتونستم گرمای بدنش رو حس کنم که تای
لطفا صبر کنید...

بهار
1ممنون زیبا بود خداقوت❤️