آلفای من به قلم شادی سالاری
پارت نود و دوم :
از زبان ساروس
همهمون سرِ پوزیشنامون (موقعیتهامون) مستقر شده بودیم. فقط لبِ مرزِ قلمروی آلفا متیو کمین کرده بودیم و منتظرِ چراغِ یکی از بچههامون بودیم تا بالاخره نقشهمون رو عملی کنیم.
پوستم بدجوری خارشِ تغییرِ شکل (شیفت کردن) داشت؛ دلم میخواست بدوم و لیرای عزیزم رو پیدا کنم، اما میدونستم اگه این کار رو بکنم، جونِ همه رو به خطر میاندازم. نقشهای که کشیده بودیم مو لا
مطالعهی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
لطفا صبر کنید...
