پارت هشتاد و سوم :

از زبان لیرا
اصلاً نمی‌دونستم از وقتی که اون غریبه بهم اولتیماتوم داده بود، چقدر زمان گذشته. تا الان دیگه هر دومون داشتیم از گرسنگی تلف می‌شدیم و شدیداً به یه لیوان آب نیاز داشتیم، اما متأسفانه هیچ آب و غذایی بهمون نداده بودند؛ البته تعجبی هم نداشت. با این وضعیتی که داشتیم تحلیل می‌رفتیم، مطمئن نبودم چقدر دیگه می‌تونیم توی این خراب‌شده دوام بیاریم. ما نه تنها داشتیم از گرسنگی و ت

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت لیرا در رمان آلفای من لیرا
تصویر شخصیت ساروس در رمان آلفای من ساروس
تصویر شخصیت خاویر در رمان آلفای من خاویر
تصویر شخصیت دیمن در رمان آلفای من دیمن
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • غزل

    0

    بمیرم برای لیرا

    ۱ هفته پیش
کپی شد!