پارت هشتاد و دوم :

اخم کردم و به انگشتام که داشتند با بند کفشم ور می‌رفتند، نگاه کردم: «اما اگه ردش نکنم، همه اینجا می‌میرن، از جمله خودِ تو. من به ساروس قول دادم تا جایی که بتونم وقت بخرم تا بتونه بیاد اینجا و همه‌تون رو نجات بده.»

خاویر شونه بالا انداخت و از دردی که همین حرکتِ کوچک به بدنش آورد، چهره‌اش درهم رفت: «این بهاییه که تک‌تک اعضای گله با رضایتِ خاطر پرداخت می‌کنن اگه به معنیِ امنیتِ آلف

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۱ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت لیرا در رمان آلفای من لیرا
تصویر شخصیت ساروس در رمان آلفای من ساروس
تصویر شخصیت خاویر در رمان آلفای من خاویر
تصویر شخصیت دیمن در رمان آلفای من دیمن
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • لیلا

    0

    واقعا تا اینجا عالی بود

    ۶ روز پیش
  • لیلا

    0

    تا اینجا همه چی خوب بود

    ۱ هفته پیش
کپی شد!