پارت هفتاد و هشتم :

یه بسته کوچیک کادو پیج شده که تو کف دست جا میشد بیرون کشید و نگاهش به موهای بلندم که مثل آبشار روی سرشونه هام ریخته بود، کشیده شد تا روی سینه های کوچیکم و صورتم چرخید و ادامه پیدا کرد. پایین لبه ی حوض توقف کرد و زانو زد. درست جایی زیر پاهام که دیگه نتونستم حرکتی کنم و فقط از فرط ترس خودم رو عقب کشیدم. با دیدن عکس العمل و وحشتم ابرو بالا داد و کف دستش رو سمتم گرفت و گفت: نترس دختر جون من که کارÛ

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۷۵ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • Roya

    1

    ممنونم از قلم قوی و محبوبتون عالی بود

    ۲ ماه پیش
  • سارا

    1

    هر چقدر موندم زمان تموم شده بخونمش طاقت نیاوردم منم اومدم سلاام 🤗

    ۲ ماه پیش
  • زهرا

    1

    هیچ کدام از اتفاقات خواسته رخ نداده در مورد لاوین همه چیز ناخواسته پیش اومده براش بیچاره

    ۲ ماه پیش
  • زهرا

    1

    واقعا تصورش ترسناکه به اسم پدر نگاه کثیف به یه دختر بچه سیزده ساله داسته باشی

    ۲ ماه پیش
  • نازنین

    2

    انگشتر مصنوعی خریده برای دختری که تو پول طلا بزرگ شده رحیم گاو

    ۲ ماه پیش
  • یه غریبه

    1

    آخه لاوین احمق دروغ میگی پنهان کاری برای آدم بد چشم حرومی

    ۲ ماه پیش
  • یه غریبه

    0

    اکرم اگه دلش برای دخترش می سوخت نمی آوردش تو اون جهنم

    ۲ ماه پیش
  • ترانه

    0

    نظر من اینه هیچ کدام از این اتفاقات مقصر یک نفر نیست و هر کسی به سهم خودش خطا داشته با تشکر

    ۲ ماه پیش
  • ترانه

    0

    سلام نویسنده ی عزیز عضو تازه ی رمانتون هستم بی نظیرید و قلمتون به دل میشینه

    ۲ ماه پیش
  • گلی

    2

    رحیم عوضی کثافت با اون همه بددلی استرس گرفتم دستم یخ کرد

    ۲ ماه پیش
  • گلی

    2

    وای قلبم از جا در اومد قشنگ لمس کردم پارتو مرسی مرسی

    ۲ ماه پیش
  • میم

    1

    همون موقع باید با پدرش می رفت و به اون جهنم برنمی گشت،برگشتن اونجا به نظرم ترسناکتره تا سکوت و تحمل 😠🙏🏻

    ۲ ماه پیش
  • ماهی

    2

    مرسی بابت پارت جدید واقعا تو این سن خیلی سخته

    ۲ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️