پارت هفتاد و هفتم :

- همش سیزده سالم بود؛ چیزی حالیم نبود که...
چه می دونستم ترس و وحشت چیه!
کلمه ی دست درازی و تجاوز حتی بگوشمم نخورده بود. ریوان عاطفی منو لای پر قو بزرگ کرده بود. غرق نازو نعمت و مهمتر از همه امنیت بودم.
تا اینکه سر و کله ی اکرم تو زندگیم پیدا شد. اون روز رو هنوز خوبه؛ خوب یادمه!
تو دادگاه گریه و زاری کرد و به پای بابا افتاد و التماسش کرد که یه مادره و اون حق نداره دل یه مادر و بشکنه

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۷۸ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • منصوره

    1

    رمان روندش عالی پیش میره خسته نباشید نویسنده ی عزیز خدا قوت

    ۲ ماه پیش
  • زهرا

    2

    من خودم روان شناسی خوندم اما به وضوح میگم نمی تونم در مورد مراجعینم صد در صد قضاوت کنم

    ۲ ماه پیش
  • زهرا

    1

    نباید دخترایی مثل لاوین رو قضاوت کرد چون باید جای اون شخص باشیم تا ببینیم چطور تصمیم میگیریم

    ۲ ماه پیش
  • زهرا

    2

    واقعا از صمیم قلب میگم هر دختری عاشق مادرش مخصوصا لاوین که بی مادری بزرگ شده بود بچه هم بود چه می دونست مادرش مواد فردش و تن فروش و..

    ۲ ماه پیش
  • گلی

    1

    یعنی من چی بگم از دست آریا اگه کنارم بود خفه اش می کردم

    ۲ ماه پیش
  • گلی

    1

    کاش همیشه پیش پدرت می موندی دختر جان

    ۲ ماه پیش
  • فرزانه

    1

    ممنون از قلمتون خیلی عالی مینویسید ولی اصلا پارت گذاریتون منظم نیست تا پارت بعدی بیاد پارت قبلی فراموش کردیم

    ۳ ماه پیش
  • Roya

    1

    روان شناسا میگن سال های سال هم بگذره این ترس و وحشت دست درازی و *** از ذهن کسی که بهش شده نمیره

    ۳ ماه پیش
  • Roya

    1

    به جای لاوین اشک ریختم انگار داره یه صحنه از زندگی تک تک دخترای سرزمینم که بهشون بی حرمتی شده و بی پناه بودن رد میشه

    ۳ ماه پیش
  • زهره

    0

    کارتون دست مریزاد داره رمان عالی و قلم هیجان دار موفق باشید

    ۳ ماه پیش
  • زهره

    1

    آریا بجای مرهم زخم شد و حالا حقشه غیرتش خرد بشه

    ۳ ماه پیش
  • ملیکا

    0

    فکر کن شب با استرس و دلهره اینکه یکی میاد بالای سرت بخوابی

    ۳ ماه پیش
  • ملیکا

    1

    حتی تصور رنجی که لاوین با نگاه های رحیم و برادرش کشیده سخته

    ۳ ماه پیش
  • زهره

    1

    نویسنده جان یه رحمی بکن چند پارت تند و بلتد بزارید خواهشش

    ۳ ماه پیش
  • هانا

    1

    وایی بمیرم برات لاوین چی کشیده با درد نگاه های کثیفش

    ۳ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️