پارت صد و سی :

"بفرمایید" زیرلبی‌اش را می‌شنوم و با تکان خفیف سرم سمت میز پشت به او می‌چرخم. هنوز قدم اول را کامل نکرده‌ام که صدایم می‌زند. رو به او که برمی‌گردم از روی صندلی‌اش بلند می‌شود و با لبخندی متین که انگار از زمان حضور در این شرکت روی صورتش دوخته شده زمزمه می‌کند:
- شیرین خانوم! بعضی چیزا باید تجربه بشن. زندگی یعنی همین تجربه‌ها و بالا پایینا. ولی مهم اینه بدونی کجا باید ترمز خودتو بکش

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • مینا

    0

    به نظر من هم از فکر وحید بیا بیرون دختر

    دیروز
کپی شد!