پارت صد و چهل و هفتم :
قفل در، زیر شلیک های پی در پی بالاخره شکست و قبل از این که کسی به خودش بیاد در با ضربه مهیبی باز شد.
معلوم بود در، یه لگد حسابی مرگبار خورده تا به روی کسی که پشتش ایستاده بود باز بشه.
در، محکم به دیوار کوبیده شد و برگشت؛ اما دستی مانع بسته شدنش شد.
با باز موندن در، نور خیابون، محیط نیمه تاریک داخل کافه رو روشن تر کرد.
همون لحظه مرد مخفی به داخل کافه یورش آورد و پشت سرش صابر
مطالعهی این پارت حدودا ۳۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
فائزه(زن صابر)
0اره دیگه خبر داشته قطعا :/
۵ ساعت پیشSanaz
0الحق که هر پادت باید چند بار خونده بشه هم لذت بخشه هم پر از نکته😍😘
۵ ساعت پیشSanaz
0این پارت باعث شد برگردم چند پارت قبل رو دوباره بخونم، تازه خیلی از رفتارهای مرد مخفی برام معنی پیدا کرد
۵ ساعت پیشSanaz
0من هنوز از شوک اون صحنه ای که مرد مخفی وارد کافه شد بیرون نیومدم. یکی از سینمایی ترین ورودهای این رمان بود یعنی عالی عالی
۵ ساعت پیشیونا
0اون اسپری آسم رو یادتونه؟ هر بار که دلوین بهش احتیاج داره یا دست مرد مخفیه یا صابر. این یعنی خیلی وقته حواسش بهش بوده 😩🥺
۵ ساعت پیشپای قصه کیانا
0چه قدر این مرد جذبه داره 😍 واقعا حرفاش بر اصول یه مرد کاریزماتیکه😁
۶ ساعت پیشپای قصه کیانا
0وقتی کتش رو انداخت روی شونه دلوین اشکم دراومد. یه حرکت ساده بود ولی هزار تا معنی داشت😩😩
۶ ساعت پیشپای قصه کیانا
0هر چی بیشتر داستان جلو میره بیشتر از این بابت گیج میشم که این مرد واقعاً عاشقه یا فقط حس مالکیت داره؟ چون هیچ رفتارش معمولی نیست.
۶ ساعت پیشساناز
1به نظرم مرد مخفی بیشتر از اینکه از فرار دلوین عصبانی باشه، از این عصبانیه که نزدیک بود دیر برسه🥲
۷ ساعت پیشساناز
0کیانا خیلی قشنگ داره نشون میده مرد مخفی با همه سرده، ولی وقتی پای دلوین وسط میاد کاملاً از کنترل خارج میشه😂👌
۷ ساعت پیشیلدا
2عکس هومان هم داخل کاوره🥹😱
دیروزسارا(منشی کیانا)
0اره کیانا گفته بود شخصیت اصلیه😶
دیروزیلدا
0خیلی این کاورو دوست دارم از اون دو تای یکی خوشگلتره😁😁
دیروزالمیرا
0تعداد مرد هایی که داخل زندگی دلوینن دیگه داره از کنترل خارج میشه🤣
دیروزساناز
0تو زندگی دلوین فقط ۲ مرد هست مثلث عشقی اونای دیگه فعلا معلوم نیست چی کارن
دیروزالمیرا
0منظورم این نبود که با تعداد زیادی رابطه داره، میدونم فقط دو تا مرد هست. کلا منظورم تعداد مردهای موجود در زندگی دلوین فلک زده بود😂
دیروزساناز
0همشون هم یه ربطی به گذشته دارن😭💀چه ترسناکن به خدا وای خدا سر هیچکی نیاره یه همجین زتدگی رو
دیروزفاطی
1رو کاور جدید نوشته جلد یک یعنی قراره کشیده بشه به جلد دوم؟
دیروزالمیرا
0آره . کیانا گفت احتمالا دو هم داشته باشه چون جمع نمیشه
دیروزحنانه
0اره دیگه..پارت ۹۰ بود رسما اعلام کرد جلد دو خواهد داشت چون پیچیدگی هایی داره که حتی به ذهنمون نرسیده و توی جلد اول جمع نمیشه
دیروزسارا(منشی کیانا)
1عه بچه ها عکس کاورو😍عوض شده کاورمون😍
دیروزالمیرا
0اون یارو که به صابر گفت به دلوین کمک کن کی بود یعنی؟ فرامرز که فکر نکنم باشع. شاید خشایار باشه. شایدم یکی دیگه که ما نمیشناسیمش
۲ روز پیشحنانه
0شاید ادم اردوان یا بهراد باشه😍
۲ روز پیشالمیرا
0فکر نکنم، اگه اونا نفوذی داشتن یعنی میدونن دلوین زنده ست و کجاست. چرا نمیان نجاتش بدن؟
۲ روز پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
نکته خوبی بود
۲ روز پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍
۲ روز پیشمریم
0بنظرم فرامرز باشه چون صابر بهش گفت از کی تو براش دل میسوزونی
۲ روز پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍
۲ روز پیشسارا(منشی کیانا)
0فکر نکنم احتمالا کسیه که تا حالد اسمش برده نشده
دیروز
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
اگه خشایار یا فرامرز بود وقتی داشتن دیالوگ میگفتن اسمشونو میاوردم عزیزم
۲ روز پیشمریم
0اها یعنی کیه🤔🤔
دیروزسارا(منشی کیانا)
0عا منم دقیقا اینو گفتم
دیروزامیر
0خب تا اینجا که عالی پیش رفته و باید بگم جزو اثار فرهیخته میتونه باشه حتی تبدیل به فیلم بشه خسته نباشید خانم بهمن زاد عزیز اولین اثره از شما میخونم و متوجه شدم اثار زیادی دارید حتما میخونم💯💖
دیروز
لطفا صبر کنید...

چوبتاشان
0مرد مخفی بیشتر از چیزی که نشون میده دلوین رو زیر نظر داشته وگرنه از کجا میدونست دلدین اونجاست🥹