پارت صد و چهل و هفتم :

قفل در، زیر شلیک‌ های پی در پی بالاخره شکست و قبل از این که کسی به خودش بیاد در با ضربه مهیبی باز شد.
معلوم بود در، یه لگد حسابی مرگبار خورده تا به روی کسی که پشتش ایستاده بود باز بشه.
در، محکم به دیوار کوبیده شد و برگشت؛ اما دستی مانع بسته شدنش شد.
با باز موندن در، نور خیابون، محیط نیمه تاریک داخل کافه‌ رو روشن‌ تر کرد.
همون لحظه مرد مخفی به داخل کافه یورش آورد و پشت سرش صابر

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۳۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲ روز پیش تقدیم شما شده است.

شخصیت مهبد در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) مهبد
شخصیت مهنا در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) مهنا
شخصیت مهسان در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) مهسان
شخصیت مرد مخفی در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) مرد مخفی
شخصیت نویان در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) نویان
شخصیت رادان در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) رادان
تصویر شخصیت احتشام در رمان مرد فسیل مغز احتشام
تصویر شخصیت الیزا در رمان مرد فسیل مغز الیزا
تصویر شخصیت صابر در رمان مرد فسیل مغز صابر
تصویر شخصیت آرکا در رمان مرد فسیل مغز آرکا
تصویر شخصیت داروین در رمان مرد فسیل مغز داروین
تصویر شخصیت دلویس در رمان مرد فسیل مغز دلویس
تصویر شخصیت لاله در رمان مرد فسیل مغز لاله
تصویر شخصیت نوید در رمان مرد فسیل مغز نوید
تصویر شخصیت نیکا در رمان مرد فسیل مغز نیکا
تصویر شخصیت نیواد در رمان مرد فسیل مغز نیواد
تصویر شخصیت رافائل در رمان مرد فسیل مغز رافائل
تصویر شخصیت سهراب در رمان مرد فسیل مغز سهراب
تصویر شخصیت البرز در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) البرز
تصویر شخصیت نونا در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) نونا
تصویر شخصیت پونه در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) پونه
تصویر شخصیت نیک راد در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) نیک راد
تصویر شخصیت بهار در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) بهار
تصویر شخصیت اردوان در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) اردوان
تصویر شخصیت دلوین در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) دلوین
تصویر شخصیت بهراد در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) بهراد
تصویر شخصیت هومان در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) هومان
تصویر شخصیت ویولا در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) ویولا
تصویر شخصیت فرامرز و خشایار در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه فرامرز و خشایار
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • چوبتاشان

    0

    مرد مخفی بیشتر از چیزی که نشون میده دلوین رو زیر نظر داشته وگرنه از کجا میدونست دلدین اونجاست🥹

    ۵ ساعت پیش
  • فائزه(زن صابر)

    0

    اره دیگه خبر داشته قطعا :/

    ۵ ساعت پیش
  • Sanaz

    0

    الحق که هر پادت باید چند بار خونده بشه هم لذت بخشه هم پر از نکته😍😘

    ۵ ساعت پیش
  • Sanaz

    0

    این پارت باعث شد برگردم چند پارت قبل رو دوباره بخونم، تازه خیلی از رفتارهای مرد مخفی برام معنی پیدا کرد

    ۵ ساعت پیش
  • Sanaz

    0

    من هنوز از شوک اون صحنه ای که مرد مخفی وارد کافه شد بیرون نیومدم. یکی از سینمایی ترین ورودهای این رمان بود یعنی عالی عالی

    ۵ ساعت پیش
  • یونا

    0

    اون اسپری آسم رو یادتونه؟ هر بار که دلوین بهش احتیاج داره یا دست مرد مخفیه یا صابر. این یعنی خیلی وقته حواسش بهش بوده 😩🥺

    ۵ ساعت پیش
  • پای قصه کیانا

    0

    چه قدر این مرد جذبه داره 😍 واقعا حرفاش بر اصول یه مرد کاریزماتیکه😁

    ۶ ساعت پیش
  • پای قصه کیانا

    0

    وقتی کتش رو انداخت روی شونه دلوین اشکم دراومد. یه حرکت ساده بود ولی هزار تا معنی داشت😩😩

    ۶ ساعت پیش
  • پای قصه کیانا

    0

    هر چی بیشتر داستان جلو میره بیشتر از این بابت گیج میشم که این مرد واقعاً عاشقه یا فقط حس مالکیت داره؟ چون هیچ رفتارش معمولی نیست.

    ۶ ساعت پیش
  • ساناز

    1

    به نظرم مرد مخفی بیشتر از اینکه از فرار دلوین عصبانی باشه، از این عصبانیه که نزدیک بود دیر برسه🥲

    ۷ ساعت پیش
  • ساناز

    0

    کیانا خیلی قشنگ داره نشون میده مرد مخفی با همه سرده، ولی وقتی پای دلوین وسط میاد کاملاً از کنترل خارج میشه😂👌

    ۷ ساعت پیش
  • یلدا

    2

    عکس هومان هم داخل کاوره🥹😱

    دیروز
  • سارا(منشی کیانا)

    0

    اره کیانا گفته بود شخصیت اصلیه😶

    دیروز
  • یلدا

    0

    خیلی این کاورو دوست دارم از اون دو تای یکی خوشگلتره😁😁

    دیروز
  • المیرا

    0

    تعداد مرد هایی که داخل زندگی دلوینن دیگه داره از کنترل خارج میشه🤣

    دیروز
  • ساناز

    0

    تو زندگی دلوین فقط ۲ مرد هست مثلث عشقی اونای دیگه فعلا معلوم نیست چی کارن

    دیروز
  • المیرا

    0

    منظورم این نبود که با تعداد زیادی رابطه داره، میدونم فقط دو تا مرد هست. کلا منظورم تعداد مردهای موجود در زندگی دلوین فلک زده بود😂

    دیروز
  • ساناز

    0

    همشون هم یه ربطی به گذشته دارن😭💀چه ترسناکن به خدا وای خدا سر هیچکی نیاره یه همجین زتدگی رو

    دیروز
  • فاطی

    1

    رو کاور جدید نوشته جلد یک یعنی قراره کشیده بشه به جلد دوم؟

    دیروز
  • المیرا

    0

    آره . کیانا گفت احتمالا دو هم داشته باشه چون جمع نمیشه

    دیروز
  • حنانه

    0

    اره دیگه..پارت ۹۰ بود رسما اعلام کرد جلد دو خواهد داشت چون پیچیدگی هایی داره که حتی به ذهنمون نرسیده و توی جلد اول جمع نمیشه

    دیروز
  • سارا(منشی کیانا)

    1

    عه بچه ها عکس کاورو😍عوض شده کاورمون😍

    دیروز
  • المیرا

    0

    اون یارو که به صابر گفت به دلوین کمک کن کی بود یعنی؟ فرامرز که فکر نکنم باشع. شاید خشایار باشه. شایدم یکی دیگه که ما نمیشناسیمش

    ۲ روز پیش
  • حنانه

    0

    شاید ادم اردوان یا بهراد باشه😍

    ۲ روز پیش
  • المیرا

    0

    فکر نکنم، اگه اونا نفوذی داشتن یعنی میدونن دلوین زنده ست و کجاست. چرا نمیان نجاتش بدن؟

    ۲ روز پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    نکته خوبی بود

    ۲ روز پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍

    ۲ روز پیش
  • مریم

    0

    بنظرم فرامرز باشه چون صابر بهش گفت از کی تو براش دل میسوزونی

    ۲ روز پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍

    ۲ روز پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    0

    فکر نکنم احتمالا کسیه که تا حالد اسمش برده نشده

    دیروز
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    اگه خشایار یا فرامرز بود وقتی داشتن دیالوگ میگفتن اسمشونو میاوردم عزیزم

    ۲ روز پیش
  • مریم

    0

    اها یعنی کیه🤔🤔

    دیروز
  • سارا(منشی کیانا)

    0

    عا منم دقیقا اینو گفتم

    دیروز
  • امیر

    0

    خب تا اینجا که عالی پیش رفته و باید بگم جزو اثار فرهیخته میتونه باشه حتی تبدیل به فیلم بشه خسته نباشید خانم بهمن زاد عزیز اولین اثره از شما میخونم و متوجه شدم اثار زیادی دارید حتما میخونم💯💖

    دیروز
کپی شد!