پارت صد و چهل و هفتم :
قفل در، زیر شلیک های پی در پی بالاخره شکست و قبل از این که کسی به خودش بیاد در با ضربه مهیبی باز شد.
معلوم بود در، یه لگد حسابی مرگبار خورده تا به روی کسی که پشتش ایستاده بود باز بشه.
در، محکم به دیوار کوبیده شد و برگشت؛ اما دستی مانع بسته شدنش شد.
با باز موندن در، نور خیابون، محیط نیمه تاریک داخل کافه رو روشن تر کرد.
همون لحظه مرد مخفی به داخل کافه یورش آورد و پشت سرش صابر
مطالعهی این پارت حدودا ۳۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۸۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
زیور
0یعنی اگه مخفی نمیومد تا نجاتش بده من سکته میکردم
۷ روز پیشحسین
0سلام از نویسنده عزیز یه سوال داشتم این رمان چند پارت داره؟ از این دسته رمان های معمایی و پیچیده اگه باز هم دارید میشه معرفی کنید؟ دو سه رمان از شما خوندم زیبا بودن اما این رمانتون پیچیدگی و کشش به خصوصی داره خسته نباشید
۷ روز پیش🦢AVAZ GHO🦢
0وای خداروشکر نجاتش دادن 😭😭
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
همینطوره دلوین بی فکر عمل کرد😒
۲ ماه پیشدنیا
1فقط میتونم بگم واقعا تا حالا همچین رمانی تو زندگیم نخوندم . تمام کار ها جملات و اتفاقات برام جدیده هیچ جوره نمیتونم حدس بزنم . برگانم از این همه خفن بودن ریخته 🥲مرد مخفیم حالاحالاها کار داره با دلوین
۲ ماه پیشفائزه(زن صابر)
0تازه هومان هم بهمون اضافه شده خواهر💀😭🤌
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
خوبه که 🤭
۲ ماه پیشبیتا
1منم انقدر تو بحر رمان فرو میرم که پارت های ۴۵ دقیقه ای حس میکنم ده دقیقه گذشته انقدر دوسش دارم یه سری پارتای مخبوبمو توی دفترچه یادداشت نوشتم شماره هاشو میرم اونارو باز میخونم😂😍
۲ ماه پیشدنیا
0آیی عزیزمم چنی نازار 🥲🫠 منم تا حالا یه سه چهار باری از اول خواندم رمانو 😂🫠
۲ ماه پیشبیتا
0واقعا تبریک میگم😂اره بابا با بچه ها چند نفری نوبتیه مثلا یه شب پارت تولد اردوانو من رفتم دوباره خوندم بعد اومدم نکته هاشو گفتم فهمیدیم رادان و اردوان اخالاف سنی دو ماه دارن😂😑بیشتر گره خورد همه چی
۲ ماه پیشدنیا
0خب عالی شد 🙂🤝 ذهن منم درگیر کردین
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
بله یادمه سر پیدا کردن اون پارت چه قدر منو اذیت کردین من خودمم نمیدونستم کدوم پارته کلی گشتیم تا پیداش کردیم😂😐
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ای جانم چه خوب😍😎
۲ ماه پیشدنیا
0بله عالیه 😎😌 فکر کن هر بار که رمانت رو به دوستام معرفی میکنم میشینم با اونا از اول شروع میکنم تا جایی که بتونم همراهی میکنم😂🤝
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ای جانم چه خوب واقعا خوشحال شدم حتما رمانمو به دوستات معرفی کن اونا هم بخونن😍😁
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ای جانم😍بمونی برام قشنگم🤍💋
۲ ماه پیششکیلا
0منم منم منم😭تازه من عین *** میشینم تمام کامنت های زیر پارت ها هم میخونم خیلی کامنت بچه ها و جو بینشون خوبه😭گروه دارید بچه ها؟ به منم بدید اگه دارید من دل تو دلم نیست به پارت های اخر برسم منم با شما تحلیل کنم هرچند من بیشتر روی اردوان زومم 😂💀
۲ ماه پیشدنیا
0وای بچه ها اصلا تو یه لول دیگه ان 🫠😍
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
😍
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ای جانم چیزی نمونده داری به پارت های اخر میرسی 171 پارت روی سایته با این سرعتی که داری پیش میایی احتمالا تا فردا یا پس فردا تمومش کنی
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ای جانم😍بمونی برام قشنگم🤍💋خوشحالم که تا این حد از رمان راضی هستی تازه کجاشو دیدی😉
۲ ماه پیشدنیا
0عالی ترینی . خدایی هر لحظه یه سورپرایز جدید 🫠😍
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ای جانم😍بمونی برام قشنگم🤍💋
۲ ماه پیشسارا(منشی کیانا)
0اره دستش درد نکنه هم دلم میخواد زودتر بفهمم چه خبره هم نمیخوام تموم بشه
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
فعلا تموم نمیشه خیالت راحت
۲ ماه پیشدنیا
0وای دقیقاا منم اینطوریم که کاش سریعتر بفهمم کی مرد مخفیه بعد دوباره بیام از اول بخونم😂🫠
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
با توجه به کدهایی که توی پارت ها هست میتونید بفهمید مردمخفی کیه
۲ ماه پیشدنیا
0کم کم داریم نزدیک میشیم 🫠 راستی کیانا جسارتا یه سوال . . چند پارت دیگه مونده؟
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
قشنگم این سوال بارها ازم پرسیدین و شاید باورتون نشه اما واقعا مشخص نیست فقط میتونم بگم جزو آثار طولانی به حساب میاد و خودمم درحال پارت نویسی هستم فقط چندین پارت از شما جلوتر هستم ولی هنوز تموم نشده تا تعداد حدودیشو بگم
۲ ماه پیشدنیا
0به امید خدا این رمان پارت های بینهایت داره 😂🫠
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
اره عزیزم طولانیه خب دوست ندارید؟
۲ ماه پیشدنیا
0دوست نداریم ؟! هه ما داریم دعا میکنیم این رمان هیی ادامه دار تر بشه 🥲😍
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ای جانم😍بمونی برام قشنگم🤍💋چه قدر از دیدن این کامنتت حسی خوب گرفتم
۲ ماه پیشهلیا
2اخ دلم به جون خودم سر این پارت از بس استرس کشیدم معدم بهم ریخت😐🤦 ♀️
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
عزیزم🥺
۲ ماه پیشزیبنده
0قلبم تو دهنمه امیدوارم مرد مخفی نکشتش😱
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍
۲ ماه پیشالینا
0من از اول پارت تا آخرش یه نفس نتونستم بکشم. هنوزم قلبم آروم نشده 😭
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
عزیزم
۳ ماه پیشچوبتاشان
0مرد مخفی بیشتر از چیزی که نشون میده دلوین رو زیر نظر داشته وگرنه از کجا میدونست دلدین اونجاست🥹
۳ ماه پیشفائزه(زن صابر)
0اره دیگه خبر داشته قطعا :/
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🫠🥹👌
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
همینطوره
۳ ماه پیشSanaz
0الحق که هر پادت باید چند بار خونده بشه هم لذت بخشه هم پر از نکته😍😘
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ای جانم😍بمونی برام قشنگم🤍💋
۳ ماه پیشSanaz
0این پارت باعث شد برگردم چند پارت قبل رو دوباره بخونم، تازه خیلی از رفتارهای مرد مخفی برام معنی پیدا کرد
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
عزیزم😂😍
۳ ماه پیشSanaz
0من هنوز از شوک اون صحنه ای که مرد مخفی وارد کافه شد بیرون نیومدم. یکی از سینمایی ترین ورودهای این رمان بود یعنی عالی عالی
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ای جانم
۳ ماه پیشیونا
0اون اسپری آسم رو یادتونه؟ هر بار که دلوین بهش احتیاج داره یا دست مرد مخفیه یا صابر. این یعنی خیلی وقته حواسش بهش بوده 😩🥺
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🫠🥹👌
۳ ماه پیشپای قصه کیانا
0چه قدر این مرد جذبه داره 😍 واقعا حرفاش بر اصول یه مرد کاریزماتیکه😁
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ای جانم
۳ ماه پیشپای قصه کیانا
0وقتی کتش رو انداخت روی شونه دلوین اشکم دراومد. یه حرکت ساده بود ولی هزار تا معنی داشت😩😩
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🫠🥹👌
۳ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

ستایش
0داشت گریه ام می گرفت خداروشکر مخفی و صابر اومدن