پارت هفتاد و یک :

صدای بوق‌های ممتد ماشین سنگین با جیغ‌ِ آغشته به وحشتم یکی شد. توی اون لحظه خودم‌و برای هر اتفاقی؛ حتی مرگ آماده کرده بودم.
دیگه امیدی نداشتم. انقدر وحشت زده بودم و ترس بهم غلبه کرده بود که دست‌هام سِر شده بودن و توانایی کنترل کردن ماشین رو نداشتم. ولی درست وقتی که توی یک سانتی‌متری ماشین سنگین بودیم و چیزی تا تصادف کردن‌مون باقی نمونده بود، ناگهان گرمای شدیدی از سرتاسر بدنم به رگ

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۱ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶۲ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت پدرجون در رمان آشوب پدرجون
تصویر شخصیت همتا در رمان آشوب همتا
تصویر شخصیت مهام و مهتا در رمان آشوب مهام و مهتا
تصویر شخصیت عرفان در رمان آشوب عرفان
تصویر شخصیت آشوب در رمان آشوب آشوب
تصویر شخصیت مهراب در رمان آشوب مهراب
تصویر شخصیت آنیل در رمان آشوب آنیل
تصویر شخصیت سیاوش در رمان آشوب سیاوش
تصویر شخصیت الهام در رمان آشوب الهام
تصویر شخصیت ارغوان در رمان آشوب ارغوان
تصویر شخصیت مادرجون در رمان آشوب مادرجون
آخرین نظرات ارسال شده
  • یه بنده خدا

    0

    توی هر سه خط یه خطشو اشوب داره به مهراب فوش میده و نفرینش میکنه 😂خب شاید اصلا کار مهراب نبوده باشه و جدی مشکل اپاندیسش باشه تو از کجا میدونی دخترر؟؟

    ۱ هفته پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    چون کسی جز مهراب واسه مظنون شدن وجود نداره😂

    ۱ هفته پیش
  • اَسماء

    2

    رمانت که تا اینجا عالی بود فقط خواستم بابت پارت گذاری به موقع از تشکر کنم

    ۲ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    منم از کامنت‌های قشنگِ شما واسه هر پارت تشکر می‌کنم جانم❤️

    ۲ ماه پیش
  • نسترن

    0

    فرصت کمی داری یعنی چی قراره بلایی سر اشوب بیاد

    ۱ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    بخون بیا جلوتر

    ۱ ماه پیش
  • Biti

    0

    خب محافظ خوشگل هم سر رسیدد،ایی کسی نگاه چپ به محافظه کنه جوری میزنمت صدای خروس حامله بدن از این ثانیه به بعد من زن محافظ میباشمم،🎀🥹ایی این محافظ و مگه جمع که همه حا حظچر داره حتی فعال شدن قدرت آشوب و هم دید یا اونم از همین قدرتا داره و حسش کرده؟

    ۱ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    محافظ زنه 🤣

    ۱ ماه پیش
  • معصومه

    0

    خیلی دوست دارم بدونم محافظه کیه و نیروی آشوب، کنجکاوشم شدیدا

    ۲ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    بزودی مشخص میشه

    ۲ ماه پیش
  • سهیل۳۰

    1

    وای منم دارم میترسم چه برسه به اشوب..عالی بود 👏🏻👏🏻👏🏻👏🏻👏🏻👏🏻👏🏻👏🏻

    ۲ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    واقعا

    ۲ ماه پیش
  • فاطیما

    1

    وای عجب نیرویی😉 خوشگلم مرسی پارت عالی بود از خوندنش لذت بردم

    ۲ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    نوش نگاهت

    ۲ ماه پیش
  • Zeynab

    0

    به آشوب گفت فرصت کمی داری یعنی در نهایت آشوب خیلی زود میمیره🤔🤔

    ۲ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    نمی‌دونم...باید ببینیم در آینده منظورش از این «فرصت کم» چی می‌تونه باشه

    ۲ ماه پیش
  • مبینا

    2

    واای خیلی جاالب تر شده،عجیب حال کردم با این نیرو امیدوارم بتونم قشنگ و بهتر ازش در مقابل مهراب استفاده کنه

    ۲ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    خیلی باحاله نیروش🥲در آینده بیشتر با نیروی آشوب آشنا می‌شیم

    ۲ ماه پیش
  • لیلا

    1

    باز خوبه نیروی آشوب فعال شد دیگه حتماً میمرد تازه دلم میگه این آشوب تا اتاق عمل میره تهران باز عرفان قاطی میکنه ی کاری دستمون میده

    ۲ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    آره واقعا اگه فعال نمی‌شد هردوشون می‌مردن

    ۲ ماه پیش
  • Nana

    2

    وای خدای من خوبه قدرت آشوب فعال شد وگرنه عرفانو از دست میدادیم..

    ۲ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    اگه قدرتش نبود الان عرفان هم از دست رفته بود🤦🏻💔

    ۲ ماه پیش
  • آرا

    3

    خدا رو شکر قدرت آشوب به موقع برگشت امیدوارم با این قدرت مهرابو خفت کنه

    ۲ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    امیدوارم 😂🙏🏻

    ۲ ماه پیش
  • آتانازدلارام

    1

    واا حدیث چی کار به بچم داری😒

    ۲ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    خیلی کارا دارم

    ۲ ماه پیش
  • نگار

    2

    واو یعنی این شخص مجهول تو همون شهریه که آشوب هست چه باحال وایی وقتی که گفت عرفان مرد یه لحظه قلبم ایستاد گفتم سر آشوب چی میاد؟یعنی عالی بود حدیث مرسی ازت خوشگلم🥰💙💙

    ۲ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    دقیقاً انگار آشوب هرجا بره اون محافظ هم دنبالش میاد🧐🧐قربونت♥️

    ۲ ماه پیش
  • فاطمه ❤️

    3

    خیلی عالی بود واقعاً ممنون حدیث جان 💜💜

    ۲ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    قربونت ❤️

    ۲ ماه پیش
  • سرو

    2

    عالی بود اما این ناجی کیه میشه یه تقلب کوچولو برسونی حدیث جون

    ۲ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    حدس بزنید دیگه خودتون😉اصلاً شاید این محافظ، همون قدرتی باشه که تو دست‌های آشوبه

    ۲ ماه پیش
  • ابی

    1

    بی نظیر هست..

    ۲ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    ممنونم

    ۲ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️