پارت چهل و نهم :

گذر زمان، در میان هیاهوی ذهنم به دست‌فراموشی سپرده شده بود. اینکه چقدر موتورسواری کردم، چقدر خیابان‌ها را با پای پیاده گز کردم، چقدر روی نیمکت پارک نشستم... نمی‌دانم! فکر، مثل خوره به جانم افتاده بود. وقتی مهتاب، نقره‌فام و بی‌تفاوت، جای آفتاب را در آغوشِ کبود آسمان گرفت، ناخودآگاه خودم را جلوی خانه‌ی مه‌یاس دیدم. انگشتم را روی زنگ فشردم؛ صدایِ زنگ، گویی سکوتِ سنگینِ کوچه را درید. و

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۰ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت دیار در رمان دیار مجنون، تبار لیلی دیار
تصویر شخصیت مه‌یاس در رمان دیار مجنون، تبار لیلی مه‌یاس
تصویر شخصیت میکائیل در رمان دیار مجنون، تبار لیلی میکائیل
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • میم

    0

    خیلی عالی بود،دست گلت درد نکنه نگارجون پارت بلند و زیبا بود ❤️👏👏😍🥰

    ۴ روز پیش
  • میم

    1

    این دیارموچه زود پسرخاله می شه،برو باشگاهت،همیشه که نمی تونی خونه اینا بمونی،فقط قیافه یاسین وقتی بفهمه 😁🙏🏻

    ۴ روز پیش
  • میم

    1

    خودش اینجوری می خواد پس بهتره،البته بیشترشم می دونه بقیش جزئیات غیر ضروریه 🤔

    ۴ روز پیش
  • ریحانه

    1

    ❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️

    ۴ روز پیش
  • ریحانه

    1

    بنظرم کار درستی کرد که از نخواست از گذشته دیار چیزی بدونه چون در هر صورت دیار قرار نبود ماجرای دخترشو بگه و مهم ترین موضوع گذشته دخترشه بقیه جزئیات مهم نیستن و به قول خود یاس فقط حساسش میکنه

    ۴ روز پیش
کپی شد!