پارت هفده :
تابی به ابروهام دادم و گفتم: حالا چون یه بار توی زندگیت جسارت کردی و ردت کردن، جسارتت تموم شده؟!
دستم هنوز توی دست چپش بود و رهاش نکرده بود.
- نه ولی...
حاظری باهام قرار بذاری بدونِ اینکه قیافمو ببینی؟!
خندیدم و لُپم رو از داخل گاز گرفتم. با همون لبهای جمع شده گفتم: اگه جایِ من بودی برات سوال نمیشد، که یه نفر چرا باید از نشون دادن چهرهش بترسه؟!
با چهار انگشت روی رونِ پاش
مطالعهی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳ روز پیش تقدیم شما شده است.

صبا سروین | نویسنده رمان
خوشحالم که دوست داشتی امیدوارم همراهم بمونی
۱۲ ساعت پیشزری
0امیدوارم پشیمون نشی آریل جون😖😖
۳ روز پیش
صبا سروین | نویسنده رمان
ایشالاا😂
۳ روز پیش
صبا سروین | نویسنده رمان
ایشالا نمیشهه
۲ روز پیشافسون
1آخ جون وکامنت اول عالی حرفه ای دست دختر و رو خوند ای ای وای اگه آریل از سورپرایز که حتما رفتن کنسرت و بفهمه آقا رو از قبل میشناخته چه سود به به مرسی گلم ته هیجان عاشقشم آریل و اکتای و دوست دارم کلا از آدمای نترس خوشم میاد🤣🥰😋🤭
۳ روز پیش
صبا سروین | نویسنده رمان
مرسی ازت افسون قشنگم لطف داری گلم
۲ روز پیشراز
0اوه چه جذاب یعنی کی چهرش رو نشون میده نمیدونم چرا اکتای اول زوم شد رو آریل ولی الان ی جور دیگه نگاش میکنه
۳ روز پیشSetayesh
0ببین من خیلی گیج شدمم الان اون موتور سواره ارونه یا اکتای؟😂
۳ روز پیش
صبا سروین | نویسنده رمان
اون اکتایه قشنگم، داستان رفته به زمان عقب یعنی حدودا دو سه سال پیش، اینجا ارون هنوز نیومده کلا
۳ روز پیشنورا
0وایی صباا رمانتت ماهه عالیی بودد🤭💕
۳ روز پیش
صبا سروین | نویسنده رمان
ممنونم نورا جانم♥️
۳ روز پیشستاره
1وای بانو رمانت عالیه تا این جا ک خیلی جذاب بود و از اونجایی ک به قلمت اعتماد دارم میدونم ک تا تهش عالی پیش خواهد رفت قلمت ماانا باانو🌸
۳ روز پیش
صبا سروین | نویسنده رمان
ممنونم ستاره جانم لطف داری♥️
۳ روز پیشزری
0صبا گلی مرسی🫀💐
۳ روز پیش
صبا سروین | نویسنده رمان
قربونت برم💋♥️
۳ روز پیشزری
0چرا حس می کنم قراره پشیمون بشه از این رابطه😒😒🫤🫤
۳ روز پیش
صبا سروین | نویسنده رمان
نه زری جانم صبر کنن
۳ روز پیشمهسا
0واقعا یه دختر اقد زود به یه نفر اعتماد کنه خیلی مسخره اس تازه برای آریل که اتفاقاتی هم افتاده از قبل بنظرتون نباید یکم محتاط تر عمل کنه؟
۳ روز پیش
صبا سروین | نویسنده رمان
ممکنه شما هم حق داشته باشی ولی خب... مگه همهی کسایی که شماره میدن و میگیرن از قبل با هم آشنایی دارن؟ این واقعیت جامعهست!!!
۳ روز پیش
لطفا صبر کنید...

فنننن همه کاراکترا
1راستش چرا دروغ. بگم . پارت های اولو که خواندم فکر میکردم رمان روند عادی داره اما بخاطر اینکه موتور دوست دارم ادامه دادم. الان که کارکتر های جدید اضافه شدن بی صبرانه منتظرم که ببینم آریل با کدوم از پسرا اوکی میشهه..