پارت هجده :

شنبه_قرمز
شاید دوساعتی می‌شد که مشغولِ انتخاب لباس بودم.
معمولا توی اولین قرار چی می‌پوشن؟ رسمی؟ اسپُرت؟
حالا که توی موقعیتش قرار گرفته بودم می‌فهمیدم چقدر سخته.
گوشه‌ی ابروم رو خاروندم و با خودم فکر کردم که یعنی برای همه سخته؟ یا بازم مغز وسواسیم داره اذیتم می‌کنه؟ از اونجایی که دوساعت بود به نتیجه‌ی قطعی نرسیده بودم پس احتمالا مغزم داشت اذیتم می‌کرد و باید باهاش مق

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۹ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳ ساعت پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت آکین در رمان عاصی آکین
تصویر شخصیت اُکتای در رمان عاصی اُکتای
تصویر شخصیت آریل در رمان عاصی آریل
تصویر شخصیت آرون در رمان عاصی آرون
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • ...

    0

    جالبه که سبک خودشو برای ابراز علاقه داره که خیلی هم متفاوته

    ۱۶ دقیقه پیش
  • نورا

    0

    وایی چقدرر نازهه عاصیی🤭

    ۳۴ دقیقه پیش
  • راز

    0

    چقد پسرمون قشنگ حرف میزنه یعنی در زمان حال هم با همن

    ۱ ساعت پیش
  • شیوا

    0

    نویسنده جان آرون هم به سرنوشت مهیار دچار شد آیا؟ 😁

    ۲ ساعت پیش
  • افسون

    0

    الهی فدات دختر دلم غرق کلمات خواستنی شد که نوشتی اسمتون چه بهتون نمیاداین دیالوگ فیلم مورد علاقه ام بود از شهاب حسینی(دلداده)واقعاتواین مورد منم موافقم عاصی و سرکش هر دو مثل همن 🥰😅😉

    ۲ ساعت پیش
کپی شد!