کبره به قلم صالحه فروزشنیا (آدولفا)
پارت پنجاه و ششم :
روی اعلان تک ضربهای زد و لحظهای بعد صفحه باز شد.
- سلام! نیلیام.
لبهای سهیل تا نزدیک بناگوشش کش آمدند. صدایی از کنارش بلند شد: دوست دخترته؟
از جا پرید و با ابروهای بالا رفته و چشمان درشت شده به پسر عینکی بغل دستیاش که گویی دانشجو بود نگاه کرد.
- ها؟
پسر با بیخیالی شانهای بالا انداخت و گفت: نیشت خیلی تابلو باز بود، گفتم شاید دوست دخترت بهت پیام داده.
سهیل نگاهی ب
مطالعهی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۷ روز پیش تقدیم شما شده است.

صالحه فروزشنیا (آدولفا) | نویسنده رمان
غنچه بیارید لاله بکاریدددد
۳ روز پیشدلارام
0چرا سهیل و دیانا هم شبیه کره ای ها هستن
۵ روز پیش
صالحه فروزشنیا (آدولفا) | نویسنده رمان
والا مدل سهیل برزیلیه و مدل دیانا هم گمونم دورگهی امریکا فلیپینه دیگه نمیدونم😂😂
۵ روز پیشدلارام
0خلاصه نمیدونم چ کشوری میشه😂 ولی هرچی هس شبیه ایرانی ها نیست ولی خب مهم خوب بودن رمان و شخصیت هاس ک عالیه
۴ روز پیش
صالحه فروزشنیا (آدولفا) | نویسنده رمان
😂😂 فدات🤍
۴ روز پیشسرو
0جون بابا اقای کوبار عاشق
۶ روز پیش
صالحه فروزشنیا (آدولفا) | نویسنده رمان
سهیل نیو ورژن😂😂
۶ روز پیشسعادت
1خدا قوت قلمت مانا عزیزم بسیار زیبا 🌸💕🥰
۶ روز پیش
صالحه فروزشنیا (آدولفا) | نویسنده رمان
مرسی قشنگم نظر لطفته🤍🌸💋
۶ روز پیشافسون
3درین درین و عشق آغاز می شود چه باحال او یه کلمه دلم و به دریامیزنم میگم عاشقت منم ای وای ای وای خوبه همیشه نیابد منتظر لحظه ها شد امید به حس خوبی داشتن باکسی خیلی خوبه 😁😋😍 ممنون گلم
۶ روز پیش
صالحه فروزشنیا (آدولفا) | نویسنده رمان
😂😂😂 فدای محبتت ممنون از شما بانو🤍💋🌸
۶ روز پیشنشمین
2عالی بود نمیدونم منم چرا با سهیل نیشم تا بناگوش باز شد مرسی عزیز قلمت اونقدر زیباست ک خودمو کنار تک تک کاراکترا حس میکنم
۶ روز پیش
صالحه فروزشنیا (آدولفا) | نویسنده رمان
الهییییی نمیدونی چقدر این حرفت برام ارزشمند بود😭🫂
۶ روز پیشمامان عسل
1عالی بود مثل همیشه..مخصوصا عکس شخصیت های رمان رو هم گذاشتین ..خدا قوت نویسنده عزیز 🌸 سهیل و دیانا دو تا کفتر عاشق که اول راه رو طی میکنن خدا کنه که به هم برسن و زندگی خوبی داشته باشن 🤗
۶ روز پیش
صالحه فروزشنیا (آدولفا) | نویسنده رمان
ممنونم از نگاه مهربونت عزیزم🤍💋
۶ روز پیش
لطفا صبر کنید...

زری
0جوون کوبار عاشق میشود😂