پارت شصت و چهارم :
"گندم"
از وقتی صدای گرفتهش پشت گوشی رو شنیده بودم، دلشوره به جونم افتاده بود و دست از سرم بر نمیداشت. با قدمهای تند به سمت ماشین رفتم و نشستم. بیحرف نگاهم میکرد و همونطور که حدس زده بودم حالتِ صورتش هم گرفته بود و از چشمهاش غم بیرون میزد. نمیدونم چش شده بود که به این حال افتاده بود. آروم دستم رو جلو بردم و روی شونهش گذاشتم.
- خوبی پدرام؟ چرا این شکلیای؟
دست از Ù
مطالعهی این پارت حدودا ۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۷۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
آدولفا
1آخ مادر پدرام کوچولوی منن😭
۳ ماه پیش♡Boshra♡
0خیلی احساسی بود اصلا قلمت حرف نداره عالیی (◉‿◉) 🌺فقد من نمیدونم چرا اهنگ هارو برام پخش نمیکنه ممنون میشم اگه اول پارت های که اهنگ داره اسم اهنگ رو بنویسین خیلی ممنون میشم اخه این قسمت ها با اهنگش یه حسی دیگه میده بازم ممنونن 🌷
۳ ماه پیش
صبا سروین | نویسنده رمان
ممنونم عزیز دلم، شاید به خاطر نت هاست، ولی در کلا این اهنگ بیکلام ماه خونین از ارش بهزادی بود🥰😍
۳ ماه پیشبشرا
0مرسی 🌺🌺🌷🩷🌺🌷🌺🌺
۳ ماه پیشRosa
0وای اکلیلی شدمم وایی پسر تو چقدر عسلی خداا😭😭✨✨🍓🍓🫂🫂
۳ ماه پیشمسیحا
1صباا جان هرکسی دوست داری سری من پارت میخوام عرر😭😭
۳ ماه پیشزری
0اخ پدرام🥺🥺 چقدر خستس🥺🥺
۳ ماه پیش
صبا سروین | نویسنده رمان
خیلییی
۳ ماه پیش
صبا سروین | نویسنده رمان
چشم قشنگم، سعی میکنم بیشتر بذارم😍
۳ ماه پیشمسیحا
0هوراا🥳🥳بانو اجازه میدید من قربون شما بشم ؟
۳ ماه پیش
صبا سروین | نویسنده رمان
خدا نکنه قشنگم 🫂♥️
۳ ماه پیشمسیحا
0نه دیگه پارت جدیدو خوندم جدی میخوام قربوت بشم با اجازه یک دو سه من مردم
۳ ماه پیش
صبا سروین | نویسنده رمان
خدا نکنه آخه قشنگ من🥺😅♥️🫂😍
۳ ماه پیشمسیحا
0دیگه تموم شد مردم
۳ ماه پیش
صبا سروین | نویسنده رمان
دور از جونتتتت😅😅😅
۳ ماه پیشمسیحا
0باشه صبا جونم من خودمو نمیکشم به شرط اینکه بهمون زود پارت بدی میشهه؟🥺😭😭
۳ ماه پیشدلارام
0واای قلبم 🫀🫀چرا انقدر قشنگن اینا از الان واسه ایندشون و فهمیدن گندم در مورد پدرام و خدایی نکرده قهرشون و ناراحتی پدرام ناراحتم کنه 😔😔
۳ ماه پیش
صبا سروین | نویسنده رمان
ایشاالا اونم میگذرونن😍♥️
۳ ماه پیشدلارام
0واقعا مظلوم ترین شخصیت رمان پدرامه الهی عزیزم پسرنازم🥺🥺
۳ ماه پیش
صبا سروین | نویسنده رمان
اره گناه داره واقعاا
۳ ماه پیشسرو
1صباجون معرکه بود طفلکی بچه ام گناه داره چقدر اذیت شده و عذاب کشیده تو زندگی
۳ ماه پیش
صبا سروین | نویسنده رمان
ممنونتم قشنگم، اره خیلی
۳ ماه پیشارزو
0چرا با احساسات ادم بازی میکنید چرا باید پدرام انقد خوب باشع
۳ ماه پیش
صبا سروین | نویسنده رمان
عزیزممم😍🥺
۳ ماه پیشزری
0وای🥺🥺دلم برا پسرم بدجور سوخت🥺🥺خودشو مقصر همه چی میدونه🥺🥺
۳ ماه پیش
صبا سروین | نویسنده رمان
اره بیچاره، گناه داره
۳ ماه پیشافسون
0صبا جون کشتی ما رو با این پارت گلم قلبم آخ چقدرراحت کنارهم شادمیشن دلم می ترسه از روزگار لعنتی که تا یکی روبرای خودت پیدا میکنی یه دست می فرسته که ازت میدزده و امیدوارم مثل پردیس از دستش ندی پدرام دلم میخواد به قسمت های مساوی سعید وتقسیم کنم بندازم جلو سگ ها نه کفتارها آخه اوناکه اشغال خورنیستن🤣🤮
۳ ماه پیش
صبا سروین | نویسنده رمان
اخی واقعا هم راست میگی، دنیا همیشه همینه متاسفانه!!
۳ ماه پیشمرضیه
1آخی طفلی پدرام بچم چه قدخسته بود🥲خسته نباشی گلم
۳ ماه پیش
صبا سروین | نویسنده رمان
ممنونتم مرضیه جانم
۳ ماه پیشNana
0نازیی قلبم اکلیلی شد از حس قشنگ پدرام
۳ ماه پیش
صبا سروین | نویسنده رمان
خداروشکر🥰😍
۳ ماه پیشریحا
0اوخیی پروانه ای شدم
۳ ماه پیش
صبا سروین | نویسنده رمان
عزیزممم
۳ ماه پیشراز
1پسر قشنگمون واقعا ناراحته و من فکر میکنم همش از صدقه سری سعیده چون اون مرد دیوانه هر کاری از دستش بر میاد
۳ ماه پیش
صبا سروین | نویسنده رمان
اره اون دیوونهست واقعا
۳ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

سوزان
5یعنی ب جون خودم اگه گندم و پدرام مال هم نشن قاطی میکنم بدم قاطی میکنم