پارت شصت و چهارم :

"گندم"

از وقتی صدای گرفته‌ش پشت گوشی رو شنیده بودم، دلشوره به جونم افتاده بود و دست از سرم بر نمی‌داشت. با قدم‌های تند به سمت ماشین رفتم و نشستم. بی‌حرف نگاهم می‌کرد و همون‌طور که حدس زده بودم حالتِ صورتش هم گرفته بود و از چشم‌هاش غم بیرون می‌زد. نمی‌دونم چش شده بود که به این حال افتاده بود. آروم دستم رو جلو بردم و روی شونه‌ش گذاشتم.
- خوبی پدرام؟ چرا این شکلی‌ای؟
دست از

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت دیروز تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت پرهام در رمان گورستان پرهام
تصویر شخصیت پردیس در رمان گورستان پردیس
تصویر شخصیت پدرام در رمان گورستان پدرام
تصویر شخصیت گندم در رمان گورستان گندم
تصویر شخصیت مهیار در رمان گورستان مهیار
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • مسیحا

    1

    صباا جان هرکسی دوست داری سری من پارت میخوام عرر😭😭

    دیروز
  • زری

    0

    اخ پدرام🥺🥺 چقدر خستس🥺🥺

    ۱۶ ساعت پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    خیلییی

    ۱۱ ساعت پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    چشم قشنگم، سعی میکنم بیشتر بذارم😍

    ۱۱ ساعت پیش
  • مسیحا

    0

    هوراا🥳🥳بانو اجازه میدید من قربون شما بشم ؟

    ۱۱ ساعت پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    خدا نکنه قشنگم 🫂♥️

    ۵ ساعت پیش
  • مسیحا

    0

    نه دیگه پارت جدیدو خوندم جدی میخوام قربوت بشم با اجازه یک دو سه من مردم

    ۲ ساعت پیش
  • سرو

    1

    صباجون معرکه بود طفلکی بچه ام گناه داره چقدر اذیت شده و عذاب کشیده تو زندگی

    ۱۰ ساعت پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    ممنونتم قشنگم، اره خیلی

    ۴ ساعت پیش
  • ارزو

    0

    چرا با احساسات ادم بازی میکنید چرا باید پدرام انقد خوب باشع

    ۷ ساعت پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    عزیزممم😍🥺

    ۴ ساعت پیش
  • زری

    0

    وای🥺🥺دلم برا پسرم بدجور سوخت🥺🥺خودشو مقصر همه چی میدونه🥺🥺

    ۱۶ ساعت پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    اره بیچاره، گناه داره

    ۱۱ ساعت پیش
  • افسون

    0

    صبا جون کشتی ما رو با این پارت گلم قلبم آخ چقدرراحت کنارهم شادمیشن دلم می ترسه از روزگار لعنتی که تا یکی روبرای خودت پیدا میکنی یه دست می فرسته که ازت میدزده و امیدوارم مثل پردیس از دستش ندی پدرام دلم میخواد به قسمت های مساوی سعید وتقسیم کنم بندازم جلو سگ ها نه کفتارها آخه اوناکه اشغال خورنیستن🤣🤮

    دیروز
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    اخی واقعا هم راست میگی، دنیا همیشه همینه متاسفانه!!

    ۱۱ ساعت پیش
  • مرضیه

    1

    آخی طفلی پدرام بچم چه قدخسته بود🥲خسته نباشی گلم

    دیروز
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    ممنونتم مرضیه جانم

    ۱۱ ساعت پیش
  • ♡Boshra♡

    0

    خیلی احساسی بود اصلا قلمت حرف نداره عالیی (◉‿◉) 🌺فقد من نمیدونم چرا اهنگ هارو برام پخش نمیکنه ممنون میشم اگه اول پارت های که اهنگ داره اسم اهنگ رو بنویسین خیلی ممنون میشم اخه این قسمت ها با اهنگش یه حسی دیگه میده بازم ممنونن 🌷

    دیروز
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    ممنونم عزیز دلم، شاید به خاطر نت هاست، ولی در کلا این اهنگ بی‌کلام ماه خونین از ارش بهزادی بود🥰😍

    ۱۱ ساعت پیش
  • Nana

    0

    نازیی قلبم اکلیلی شد از حس قشنگ پدرام

    دیروز
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    خداروشکر🥰😍

    ۱۱ ساعت پیش
  • ریحا

    0

    اوخیی پروانه ای شدم

    دیروز
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    عزیزممم

    ۱۱ ساعت پیش
  • راز

    1

    پسر قشنگمون واقعا ناراحته و من فکر میکنم همش از صدقه سری سعیده چون اون مرد دیوانه هر کاری از دستش بر میاد

    دیروز
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    اره اون دیوونه‌ست واقعا

    ۱۱ ساعت پیش
  • نورا

    0

    وایی چقدرر نازنن ایناا🤭 خیلیی گناهه دارهه 💕

    ۲۳ ساعت پیش
کپی شد!