پارت شصت و سوم :

برای یک لحظه حس کردم تمام اسید معده‌م داره میاد تو حلقم و حالم رو به‌هم می‌زنه. چشم بستم و سرم رو برگردوندم. پسر بیچاره جوری ترکیده بود که بعید بود زنده مونده باشه. نفس‌های تندم رو فرو بردم و دوباره برگشتم. یعنی ممکن بود که نشونه‌ای ازش مونده باشه؟
با وجود این‌که برام فوق‌العاده سخت و تلخ بود دوباره جلو رفتم و سعی کردم بدون دیدن جسمش دور و اطرافش رو نگاه کنم. کوله‌ش کنارش افتاده بو

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت پرهام در رمان گورستان پرهام
تصویر شخصیت پردیس در رمان گورستان پردیس
تصویر شخصیت پدرام در رمان گورستان پدرام
تصویر شخصیت گندم در رمان گورستان گندم
تصویر شخصیت مهیار در رمان گورستان مهیار
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • Sara

    1

    آخی پسرم 😭 خیلی گناه دارن

    دیروز
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    اره سارا قبول دارم😭

    ۱۲ ساعت پیش
  • آدولفا

    1

    آخیی پسره ی بیچاره سعید الهی ذلیل شی بری زیر زمینن

    ۲ روز پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    تو حرص نخور برات ضرر داره😍😂

    ۱۲ ساعت پیش
  • آزیتا

    1

    وایی عمادهه؟؟

    ۲ روز پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    معلوم نیس

    ۱۲ ساعت پیش
  • مرضیه

    2

    این رمان یه شاهکاره🥰صباجوونم دمت گرم عزیزم 😘😘

    ۲ روز پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    ممنونم قشنگمم

    ۱۲ ساعت پیش
  • نورا

    2

    وایی گناهه دارنن خیلیی😭

    ۲ روز پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    اوهوم😞

    ۱۲ ساعت پیش
  • مسیحا

    3

    صباا اجازه میدی من قربونت بشم ؟

    ۲ روز پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    خدا نکنه قشنگ من 🥺🥺♥️♥️🫂🫂

    ۱۲ ساعت پیش
  • زری

    1

    احساس میکنم خیلی این جونورا خطرناکن😖😖

    ۲ روز پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    چون خطرناکن

    ۱۲ ساعت پیش
  • زری

    1

    صباا داری پسرمو سردر گم میکنی🥺🥺

    ۲ روز پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    خوب میکنم😝😅

    ۱۲ ساعت پیش
  • افسون

    1

    سلام گلم خسته نباشی وای پیچیدگی بیشتر یعنی از دست درام کاری ساخته نیست باید باز همدم جون و مهیار این رشته رو دست بگیرند و صد درصد سعید پشت این بلاهایی ولی پرهام چرا ازش دفاع میکنه یعنی نمیدونه خواهرش و کشتن🤔یا میدونه و 😲😥

    ۲ روز پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    پرهام دلیل داره و مشخص میشه

    ۱۲ ساعت پیش
  • زری

    1

    چرا اینگونه شد😖😖

    ۲ روز پیش
کپی شد!