پارت سی و هشتم :

پوفی کشیدم.امان از دست این راننده های غرغرو و مال دوست...
پوزخند زدم و تن جلو کشاندم:
_ حاج آقا چه طور وقت کرایه گرفتن قیمت نجومی می پرونی ؛ حالا حساب دو دوتا چهار تا می کنی؟ شما که این قدر روی ماشینت حساسی اسنپ کار نکن.

قصد جواب دادن داشت که با آمدن محسن و مجید و نشستنشان روی صندلی جلو؛ قید حرف زدن را زد و با اخم های درهم ماشین را به حرکت درآورد.
به سر آدرس که رسیدیم کرایه را

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!