پارت شانزده :

***
ساعت از ۱۰ شب گذشته بود اما دلانا هنوز بازنگشته بود. دیانا و مادرش از شدت نگرانی و استرس آرام و قرار نداشتند. بارها و بارها تلفن خودش و دوستان صمیمی‌اش را گرفته بودند و هر بار ناامیدتر از قبل منتظر بودند شاید خودش هرچه زودتر بخانه بازگردد. مادر با دستانی لرزان؛ برای بار هزارم شماره اش را گرفت به این امید که کوچک‌ترین خبری از دخترش به دست بیاورد اما بی فایده بود. دیانا روی مبل کنار

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • سپیده

    0

    آخ آخ خاک تو ی سرت دلانا .معلوم نیست پسره باهاش چکار کرده داغونه

    ۱ ماه پیش
  • لیدا صبوری | نویسنده رمان

    💔👌

    ۱ ماه پیش
  • سپیده

    1

    فکر کنم شروین ار اون دسته پسرهاست که خشونت تو رابطه رو دوست دارن

    ۱ ماه پیش
  • لیدا صبوری | نویسنده رمان

    بله متاسفانه👌

    ۱ ماه پیش
  • سپیده

    0

    یعنی دلانا بهش اجازه داده.. واقعا باورم نمیشه حالا چرا زخمی و صدمه دیده؟؟

    ۱ ماه پیش
  • لیدا صبوری | نویسنده رمان

    ادامه ی قصه متوجه میشید چه بلائی سر دلانا اومده

    ۱ ماه پیش
  • فرزانه

    1

    لیدا جون من گزاشته بودم رمانتون تموم بشه بعد شروع کنم بخوندن اما طاقت نیاوردم ادامه شو دارم می خونم مرسی از ایده مفیدتون برای نوشتن دردهای جامعه

    ۱ ماه پیش
  • لیدا صبوری | نویسنده رمان

    من از شما بی نهایت ممنونم که همراهم هستید ❤️🌹

    ۱ ماه پیش
  • صدرا

    0

    استوری ها ی خوبی مرتبط با موضوع رمان گذاشتید مرسی

    ۱ ماه پیش
  • لیدا صبوری | نویسنده رمان

    من از نگاه مهربونتون ممنونم ❤️🌹

    ۱ ماه پیش
  • ملیکا

    0

    لیدا جان پارتها رو هر روزه کنید تو رو خدا

    ۱ ماه پیش
  • لیدا صبوری | نویسنده رمان

    قشنگم بدلیل پازتگذاری هر روزه ی رمان لاوین برام مقدور نیست هر دو رمان رو تایپ کنم

    ۱ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️