پارت بیست و پنجم :

-ابریشم رو که دم دست نمی‌ذاره! کسی هم بخواد، براش نمونه کار می‌بره! از چندسال پیش که دزد به حجره زد، دیگه موجود نکرد! به حرف منم گوش نمی‌ده که بیار و بیمه کن! چشمش ترسیده!
بعد هم لیوان چایی را سمت بهزاد گرفت و گفت:
-حالا نظرت چیه؟
بهزاد، لیوان چای کمرنگ را از او گرفت و نقلی را هم نزدیک دهانش برد:
-چقدر می‌تونه در ماه وسال کار تحویل بده که روش سرمایه بذاریم هاتف؟ برمی‌گرده؟

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۶ ساعت پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!