پارت ده :

***

رو به پنجره و خیره به آسمان دودزده که هیچ نشانی از پاییز نداشت، گوشی تلفن را کنار گوشش گذاشته بود و داشت به غرولند‌های سرکارگر کارگاه گوش می‌داد. اجازه داد که صحبت‌های مرد تمام شود. با دو انگشتش کمی پشت پلک‌هایش را مالید و صدای مرد به گوشش ...

در حال بارگذاری ادامه‌ی پارت هستیم. مشاهده ادامه‌ی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.

لطفا کمی صبر کنید ...

با تشکر از صبر و شکیبایی شما

کپی شد!