خواب باران به قلم الناز محمدی
پارت نهم :
-تو... اینقدر مطمئنی که من به دردت نمیخورم!
صداها توی سر باران داشت مدام بیشتر میشد که گفت:
-منم که به درد کسی نمیخورم چون...
تمام خطوط صورت هاتف از هم باز شد و نگاهش ماند به صورت ملتهب دخترک تا ادامه آن ولی را بگوید. باران، اما ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما
لطفا صبر کنید...
