خواب باران به قلم الناز محمدی
پارت هفتم :
-منتظر کسی بودی که من رو دیدی؟
آب دهان باران توی گلویش سنگ شد. قدمی پس رفت:
-من فکر میکردم... شما آخرین کسی باشی که ببینمت. واسه همین خیلی تعجب کردم. فکر میکردم همهچیز... تموم شد!
-شد! مگه همینو نمیخواستی؟
باران گیج نگاهش ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما
لطفا صبر کنید...
