کوه به کوه میرسد به قلم عاطفه لاجوردی
پارت صد و چهل و چهارم :
پیرمرد نگاهش رفت و آمد روی ما کرد و بلاخره دلش را راضی کرد تا بگوید:
-نگا جوون هنوزم مگم ما الان اینجا فرهمند نامی نداریم ولی خا قبلا چرا یعنی چیزی حدود پنجاه سال پیش!
نگاهم با این حرف مات به سمت کوهیار کشیده شد. اخمهای او هم از حرف خان گره خورده بود. اطلاعات پنجاه سال پیش حتی اگر به فرهمند هم مربوط میشد، به کار ما نمیآمد!
-پنجاه سال؟
سوال مردد کوهیار را خان با تکان سر تایید ک
لطفا صبر کنید...
