تقدیر ترانه به قلم سودابه غیاثی فر
پارت شصت و یک :
کارمان که تمام شد میترا گفت: نظرتون چیه بریم قدم بزنیم؟ ساناز ظرف آب را به کیوان داد و گفت: من که موافقم.
من گفتم: شما برید من مواظب وسایل هستم. اینجا می مونم.
-حالا مثلاً اگر اتفاقی بیفته می خوای چه کار کنی؟ کدوم پلنگ و روباه یا دزد و اوباش رو تا حالا شکست دادی؟
-کیوان راست میگه. در ضمن بابا اینا اومدن.
-در این صورت پیش داییم می مونم.
-لازم نکرده دخترم، برو یه دوری بزن واسه خود
مطالعهی این پارت کمتر از ۸ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۴۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
لطفا صبر کنید...
