پارت سی و ششم :

چه از خود راضی...چه قدر این آدم ها از خود متشکر و پر فیس و افاده بودند‌
زنیکه یک سلام از دهنش در نیامد.سلام به کنار...یک نیم نگاه حواله ام نکرد؛ سلام کردن که دیگر پیشکش.

همان طورکه داشتم از دست او و رفتارهایش حرص می خوردم ؛ با صدای آرام همان دختر؛ به سمتش برگشتم که کیف و کفش مشکی و شیکی را به طرفم گرفت:
_ اینارو لطفا امتحان کنید.

به اجبار کیف و کفش را گرفتم و کفش ها را پا زدم

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۰ ساعت پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!